braid

[ایالات متحده]/breɪd/
[بریتانیا]/breɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مدل مو که در آن موها به شکل الگوی رشته‌ها بافته می‌شوند، یک نوار تزئینی که با بافتن رشته‌ها به هم ساخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

hair braid

بافت مو

جملات نمونه

gold braid for a uniform

نوار طلایی برای لباس فرم

a stream braiding through the woods.

جریانی که در میان جنگل‌ها پیچ و تاب می‌خورد.

The girls are busy braiding rugs.

دختران مشغول بافتن فرش هستند.

The braiding method of the braiding bracket with the inner layer lingulate structure comprises a first braiding and a second braiding.

روش بافت‌بافی براکت بافت با ساختار زبانه داخلی شامل بافت اول و بافت دوم است.

streams braiding down a valley floor

جریان‌هایی که در کف دره به هم می‌پیچند.

braided the rags into a strong rope.

پارچه‌ها را به یک طناب محکم بافت.

braided the ideas into a complex thesis.

ایده‌ها را به یک تز پیچیده بافت.

finished the jacket by braiding the collar and cuffs.

جاکت را با بافتن یقه و آستین‌ها تمام کرد.

They wore their hair braided in long pigtails.

آنها موهای خود را به صورت بافته شده در دوک‌های بلند می‌پوشاندند.

She braid the neckline, hem and cuffs of the dress.

او یقه، حاشیه و آستین‌های لباس را بافت.

Shimmering tressed, braided bright...

موهای درخشان، بافته شده و درخشان...

Dozens of braids hung thick from the back of her head.

ده‌ها بافت از پشت سرش آویزان بود.

a pastel entitled ‘Girl braiding her hair’.

یک پاستل با عنوان 'دختر موهایش را می‌بافد'.

Eustatic lake level and source change had resulted in intercalation development in braided delta system.

تغییر سطح دریاچه ائوستاتیک و منبع منجر به توسعه رسوبی در سیستم دلتای بافته شده شد.

2.Outside surface is mill finish.Reinforcing layer is braid fiber with high retractility.

2. سطح بیرونی دارای پرداخت کارخانه است. لایه تقویت کننده از الیاف بافته شده با قابلیت ارتجاعی بالا است.

Fabrics are produced by bonding yarns together in terms of weaving or knitting, lacemaking, braiding or felting.

پارچه ها با پیوند نخ ها در قالب بافت یا بافتنی، گلدوزی، بافت یا نمدی تولید می شوند.

Premium-grade Assemblies have a silicone-coated steel monocoil jacketing with a Nomex braid for superior strain relief and protection.

مونتاژهای درجه یک دارای روکش سیم فولادی مونوکویلی سیلیکونی با بافت نومکس برای کاهش و محافظت در برابر کشش است.

نمونه‌های واقعی

Short, tiny braids, really long, thick braids.

بافت‌های کوتاه، بسیار ریز، خیلی بلند و ضخیم.

منبع: Idol speaks English fluently.

Is that a...- French braid. Yes.

آیا آن یک... بافت فرانسوی است؟ بله.

منبع: Our Day This Season 1

My hair's getting so long, you could possibly braid it.

موهای من خیلی بلند شده، شاید بتوانید آن را بافت.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Rose sits beside her and strokes her braids to calm her.

رز کنارش می‌نشیند و بافت‌هایش را نوازش می‌کند تا او را آرام کند.

منبع: Flowers for Algernon

Next you'll want to braid my hair.

بعد می‌خواهی موهای من را بافت.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

Years ago she had said that when she married she would braid it in sevens.

سال‌ها پیش گفته بود که وقتی ازدواج می‌کند، آن را به هفت بافت می‌بافد.

منبع: Returning Home

The mud slowly rolled off her face, her braids, her T-shirt, her shorts, her legs, and her sneakers.

گل به آرامی از صورت، بافت‌های، تی‌شرت، شلوارک، پاها و کفش‌هایش پاک شد.

منبع: Magic Tree House

You can braid or plait and it's a noun as well.

می‌توانید بافت یا بافت کنید و این یک اسم هم هست.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Fifth, put your hair into braids.

پنجم، موهای خود را به بافت تبدیل کنید.

منبع: Smart Life Encyclopedia

I kept questioning myself even when I was learning how to braid and starting my own business.

من حتی زمانی که یاد می‌گرفتم چگونه بافت کنم و کسب و کار خود را راه اندازی می‌کردم، به خودم شک می‌کردم.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید