scummed

[ایالات متحده]/skʌmd/
[بریتانیا]/skʌmd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از scum
n. شخص حقیر; رذل; کثافت اجتماعی

عبارات و ترکیب‌ها

scummed out

بیرون رفتن زباله

scummed up

بالا رفتن زباله

scummed over

روی زباله

scummed down

پایین رفتن زباله

scummed away

دور رفتن زباله

scummed through

در میان زباله

scummed off

دور شدن زباله

scummed in

وارد شدن زباله

scummed together

با هم زباله

scummed around

اطراف زباله

جملات نمونه

he scummed the surface of the water to remove the algae.

او سطح آب را برای برداشتن جلبک‌ها پاک کرد.

the chef scummed the pot to ensure a clean broth.

سرآشپز قابلمه را برای اطمینان از آبگوشت تمیز، پاک کرد.

after the storm, she scummed the pool to clear the debris.

بعد از طوفان، او استخر را برای پاک کردن زباله‌ها، پاک کرد.

the scientist scummed the solution to get rid of impurities.

دانشمند محلول را برای از بین بردن ناخالصی‌ها، پاک کرد.

he scummed the top layer of the paint to achieve a smooth finish.

او لایه بالایی رنگ را برای رسیدن به یک سطح صاف، پاک کرد.

they scummed the tank to maintain the fish's health.

آنها مخزن را برای حفظ سلامت ماهی‌ها، پاک کردند.

she scummed the cream from the milk to make butter.

او خامه را از شیر جدا کرد تا کره درست کند.

the technician scummed the oil to ensure proper lubrication.

تکنسین روغن را برای اطمینان از روانکاری مناسب، پاک کرد.

before serving, he scummed the soup to enhance its appearance.

قبل از سرو، او سوپ را برای بهبود ظاهر آن، پاک کرد.

the gardener scummed the pond to keep it healthy.

باغبانی حوض را برای سالم نگه داشتن آن، پاک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید