scurs

[ایالات متحده]/skɜːz/
[بریتانیا]/skɚz/

ترجمه

n. یک گوشتی کوچک و ابتدائی روی سر گاو؛ یک لبه خشن یا پروازی روی فلز (بُرِر)؛ خطا یا ناخالصی تصویری در ویدئو دیجیتال یا انتقال شبکه
v. حرکت کردن به سرعت؛ دویدن یا رفتن به طور سریع

عبارات و ترکیب‌ها

scurs away

به سرعت فرار می‌کند

he scurs

او به سرعت فرار می‌کند

it scurs

آن به سرعت فرار می‌کند

scurs off

از بین می‌رود

scurs back

بر می‌گردد

scurs quickly

به سرعت فرار می‌کند

scurs past

گذشته می‌کند

scurs around

در اطراف حرکت می‌کند

scurs toward

به سمت...

scurs inside

داخل می‌رود

جملات نمونه

the bull had small scurs on its head.

گوسفند دارای خرگوش‌های کوچکی روی سر خود بود.

some cattle breeds are more prone to developing scurs.

برخی نژادهای گوسفند بیشتر به رشد خرگوش‌ها میل دارند.

unlike true horns, scurs are not firmly attached to the skull.

در مقابل کرون‌های واقعی، خرگوش‌ها به طور محکمی به قشر مغز متصل نیستند.

the farmer noticed that the scurs were growing loosely.

کشاورز متوجه شد که خرگوش‌ها آزادانه رشد می‌کنند.

genetic factors determine whether an animal will grow scurs.

عوامل ژنتیکی مشخص می‌کنند که آیا یک حیوان خرگوش‌هایی رشد خواهد کرد یا خیر.

veterinarians often remove scurs to prevent injury.

veterinerها اغلب خرگوش‌ها را برداشته تا از آسیب جلوگیری کنند.

scurs can vary greatly in size and shape.

خرگوش‌ها می‌توانند در اندازه و شکل متفاوت باشند.

he could distinguish scurs from deformed horns easily.

او می‌توانست خرگوش‌ها را به راحتی از کرون‌های نابالغ تشخیص دهد.

investors fear a market scur during the recession.

سرمایه گذاران از خرگوش‌های بازار در دوره رکود می‌ترسند.

the sheep's scurs were quite small and unnoticeable.

خرگوش‌های گوسفند بسیار کوچک و غیرقابل توجه بودند.

removing scurs at a young age is less painful.

برداشتن خرگوش‌ها در سن زودبزگی کمتر درد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید