scurs away
به سرعت فرار میکند
he scurs
او به سرعت فرار میکند
it scurs
آن به سرعت فرار میکند
scurs off
از بین میرود
scurs back
بر میگردد
scurs quickly
به سرعت فرار میکند
scurs past
گذشته میکند
scurs around
در اطراف حرکت میکند
scurs toward
به سمت...
scurs inside
داخل میرود
the bull had small scurs on its head.
گوسفند دارای خرگوشهای کوچکی روی سر خود بود.
some cattle breeds are more prone to developing scurs.
برخی نژادهای گوسفند بیشتر به رشد خرگوشها میل دارند.
unlike true horns, scurs are not firmly attached to the skull.
در مقابل کرونهای واقعی، خرگوشها به طور محکمی به قشر مغز متصل نیستند.
the farmer noticed that the scurs were growing loosely.
کشاورز متوجه شد که خرگوشها آزادانه رشد میکنند.
genetic factors determine whether an animal will grow scurs.
عوامل ژنتیکی مشخص میکنند که آیا یک حیوان خرگوشهایی رشد خواهد کرد یا خیر.
veterinarians often remove scurs to prevent injury.
veterinerها اغلب خرگوشها را برداشته تا از آسیب جلوگیری کنند.
scurs can vary greatly in size and shape.
خرگوشها میتوانند در اندازه و شکل متفاوت باشند.
he could distinguish scurs from deformed horns easily.
او میتوانست خرگوشها را به راحتی از کرونهای نابالغ تشخیص دهد.
investors fear a market scur during the recession.
سرمایه گذاران از خرگوشهای بازار در دوره رکود میترسند.
the sheep's scurs were quite small and unnoticeable.
خرگوشهای گوسفند بسیار کوچک و غیرقابل توجه بودند.
removing scurs at a young age is less painful.
برداشتن خرگوشها در سن زودبزگی کمتر درد دارد.
scurs away
به سرعت فرار میکند
he scurs
او به سرعت فرار میکند
it scurs
آن به سرعت فرار میکند
scurs off
از بین میرود
scurs back
بر میگردد
scurs quickly
به سرعت فرار میکند
scurs past
گذشته میکند
scurs around
در اطراف حرکت میکند
scurs toward
به سمت...
scurs inside
داخل میرود
the bull had small scurs on its head.
گوسفند دارای خرگوشهای کوچکی روی سر خود بود.
some cattle breeds are more prone to developing scurs.
برخی نژادهای گوسفند بیشتر به رشد خرگوشها میل دارند.
unlike true horns, scurs are not firmly attached to the skull.
در مقابل کرونهای واقعی، خرگوشها به طور محکمی به قشر مغز متصل نیستند.
the farmer noticed that the scurs were growing loosely.
کشاورز متوجه شد که خرگوشها آزادانه رشد میکنند.
genetic factors determine whether an animal will grow scurs.
عوامل ژنتیکی مشخص میکنند که آیا یک حیوان خرگوشهایی رشد خواهد کرد یا خیر.
veterinarians often remove scurs to prevent injury.
veterinerها اغلب خرگوشها را برداشته تا از آسیب جلوگیری کنند.
scurs can vary greatly in size and shape.
خرگوشها میتوانند در اندازه و شکل متفاوت باشند.
he could distinguish scurs from deformed horns easily.
او میتوانست خرگوشها را به راحتی از کرونهای نابالغ تشخیص دهد.
investors fear a market scur during the recession.
سرمایه گذاران از خرگوشهای بازار در دوره رکود میترسند.
the sheep's scurs were quite small and unnoticeable.
خرگوشهای گوسفند بسیار کوچک و غیرقابل توجه بودند.
removing scurs at a young age is less painful.
برداشتن خرگوشها در سن زودبزگی کمتر درد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید