seconding

[ایالات متحده]/ˈsɛkəndɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɛkəndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از second، به معنی حمایت یا تأیید؛ به طور موقت کسی را به نقش دیگری منصوب کردن؛ موافقت کردن یا تأیید یک پیشنهاد

عبارات و ترکیب‌ها

seconding a motion

حمایت از پیشنهاد

seconding the nomination

حمایت از نامزدی

seconding the proposal

حمایت از پیشنهاد

seconding the vote

حمایت از رای‌گیری

seconding an idea

حمایت از یک ایده

seconding a candidate

حمایت از یک نامزد

seconding the decision

حمایت از تصمیم

seconding the request

حمایت از درخواست

seconding the motion

حمایت از پیشنهاد

seconding the action

حمایت از اقدام

جملات نمونه

seconding the motion was crucial for its approval.

تایید پیشنهاد برای تصویب آن بسیار مهم بود.

she is seconding his idea for the new project.

او در حال تایید ایده او برای پروژه جدید است.

after seconding the nomination, he felt relieved.

پس از تایید نامزدی، او احساس راحتی کرد.

seconding a proposal can show your commitment.

تایید یک پیشنهاد می تواند تعهد شما را نشان دهد.

he was seconding her request for additional resources.

او در حال تایید درخواست او برای منابع بیشتر بود.

seconding the decision helped build consensus.

تایید تصمیم به ایجاد اجماع کمک کرد.

they were seconding each other's opinions during the meeting.

آنها در طول جلسه نظرات یکدیگر را تایید می کردند.

seconding a candidate is an important part of the election process.

تایید یک نامزد بخشی مهم از فرآیند انتخابات است.

he is known for seconding innovative ideas in the team.

او به خاطر تایید ایده های نوآورانه در تیم شناخته شده است.

seconding the resolution was a unanimous decision.

تایید مصوبه یک تصمیم اجماع بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید