sedentarily active
فعال در حالت نشستن
sedentarily engaged
درگیر در حالت نشستن
sedentarily inclined
مایل به نشستن
sedentarily positioned
در حالت نشستن قرار گرفته
sedentarily focused
متمرکز در حالت نشستن
sedentarily lifestyle
سبک زندگی کم تحرک
sedentarily based
مبتنی بر حالت نشستن
sedentarily spent
گذرانده شده در حالت نشستن
sedentarily oriented
متمرکز بر حالت نشستن
sedentarily performed
انجام شده در حالت نشستن
many people live sedentarily, leading to health issues.
بسیاری از افراد به صورت کمتحرک زندگی میکنند که منجر به مشکلات سلامتی میشود.
he prefers to work sedentarily rather than engage in physical activities.
او ترجیح میدهد به جای فعالیت بدنی، به صورت کمتحرک کار کند.
children who play sedentarily may have difficulty concentrating.
کودکانی که به صورت کمتحرک بازی میکنند ممکن است در تمرکز مشکل داشته باشند.
living sedentarily can increase the risk of obesity.
زندگی به صورت کمتحرک میتواند خطر چاقی را افزایش دهد.
she realized that her sedentarily lifestyle was affecting her mood.
او متوجه شد که سبک زندگی کمتحرک او بر خلق و خویاش تأثیر میگذارد.
to combat a sedentarily lifestyle, regular exercise is essential.
برای مقابله با سبک زندگی کمتحرک، ورزش منظم ضروری است.
many office workers spend their days sedentarily at their desks.
بسیاری از کارمندان ساعات خود را به صورت کمتحرک پشت میز خود میگذرانند.
health experts warn against living too sedentarily.
متخصصان بهداشت هشدار میدهند که نباید زیاد کمتحرک زندگی کرد.
she decided to break her sedentarily routine with daily walks.
او تصمیم گرفت با پیادهروی روزانه، روتین کمتحرک خود را بشکند.
his sedentarily habits contributed to his back pain.
عادات کمتحرک او به کمردردش کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید