seditious

[ایالات متحده]/sɪ'dɪʃəs/
[بریتانیا]/sɪ'dɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحریک کننده شورش یا مقاومت علیه یک دولت یا مقام

عبارات و ترکیب‌ها

seditious act

اقدام تحریک‌آمیز

seditious speech

سخنرانی تحریک‌آمیز

جملات نمونه

The government accused the group of spreading seditious ideas.

دولت این گروه را به انتشار ایده‌های تحریک‌آمیز متهم کرد.

The author was arrested for writing seditious literature.

نویسنده به دلیل نوشتن ادبیات تحریک‌آمیز دستگیر شد.

The seditious speech provoked a strong reaction from the audience.

سخنرانی تحریک‌آمیز واکنش قوی را از مخاطبان برانگیخت.

The rebels were found guilty of plotting seditious activities.

شورشیان به دلیل توطینه فعالیت‌های تحریک‌آمیز گناهکار شناخته شدند.

The seditious pamphlet was quickly banned by the authorities.

برگنامه تحریک‌آمیز به سرعت توسط مقامات ممنوع شد.

The group was accused of inciting seditious behavior among the population.

گروه متهم به تحریک رفتار تحریک‌آمیز در میان مردم شد.

The politician was arrested for making seditious remarks.

سیاستمدار به دلیل اظهارات تحریک‌آمیز دستگیر شد.

The seditious plot was foiled by the intelligence services.

توطئه تحریک‌آمیز توسط سرویس‌های اطلاعاتی خنثی شد.

The seditious activities of the group were closely monitored by the police.

فعالیت‌های تحریک‌آمیز گروه به طور نزدیک توسط پلیس رصد می‌شد.

The court found the accused guilty of engaging in seditious acts.

دادگاه متهم را به دلیل انجام اقدامات تحریک‌آمیز گناهکار شناخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید