seedheads

[ایالات متحده]/ˈsiːd.hedz/
[بریتانیا]/ˈsiːd.hedz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع seed-head؛ بخش بالایی گیاه که در آن دانه‌ها تشکیل می‌شود.

جملات نمونه

the dried seedheads swayed gently in the autumn breeze.

سرهای دانه‌ای خشک در باد پاییزی به آرامی لرزیدند.

she collected ripe seedheads from the garden for next year's planting.

او سرهای دانه‌ای رسیده را از باغ برای کاشت سال آینده جمع‌آوری کرد.

the seedheads burst open, releasing thousands of tiny seeds.

سرهای دانه‌ای باز شدند و هزاران دانه کوچک را آزاد کردند.

golden seedheads dotted the meadow like tiny sunsets.

سرهای دانه‌ای زرد مeadow را مانند غروب‌های کوچک پراکنده کردند.

the farmer harvested the seedheads before the heavy rains came.

کشاورز قبل از باران‌های سنگین سرهای دانه‌ای را برداشت.

children love to blow on the fluffy seedheads and watch them float away.

کودکان دوست دارند روی سرهای دانه‌ای نرم بدم و آن‌ها را می‌بینند که به سوی دورتر می‌روند.

the seedheads of sunflowers are heavy with seeds ready for harvest.

سرهای دانه‌ای گل‌های آفتابی با دانه‌هایی پر هستند که آماده برداشت هستند.

wild seedheads spread across the abandoned field throughout the summer.

سرهای دانه‌ای جنگلی در تمام تابستان در میدان ترکیده پراکنده شدند.

the dried seedheads made a beautiful addition to the autumn bouquet.

سرهای دانه‌ای خشک به گردی پاییزی زیبایی اضافه کردند.

after the flowers faded, the seedheads remained standing tall.

پس از اینکه گل‌ها فاقد رنگ شدند، سرهای دانه‌ای باقی ماندند و بلند ماندند.

the wind carried the lightweight seedheads to new locations.

باد سرهای دانه‌ای سبک را به جای‌های جدید برد.

he carefully preserved the seedheads for his botanical collection.

او با دقت سرهای دانه‌ای را برای جمعیت گیاه‌شناسی خود حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید