segregable

[ایالات متحده]/ˈsɛɡrɪɡəbl/
[بریتانیا]/ˈsɛɡrɪɡəbl/

ترجمه

adj. قابل جداسازی

عبارات و ترکیب‌ها

segregable data

داده‌های قابل تفکیک

segregable items

موارد قابل تفکیک

segregable materials

مواد قابل تفکیک

segregable components

قطعات قابل تفکیک

segregable resources

منابع قابل تفکیک

segregable waste

ضایعات قابل تفکیک

segregable units

واحد‌های قابل تفکیک

segregable systems

سیستم‌های قابل تفکیک

segregable processes

فرآیندهای قابل تفکیک

segregable functions

توابع قابل تفکیک

جملات نمونه

waste materials should be segregable for recycling.

مواد زائد باید برای بازیافت قابل تفکیک باشند.

in a segregable system, different types of waste are separated.

در یک سیستم قابل تفکیک، انواع مختلف زباله ها جدا می شوند.

the segregable components of the mixture need to be identified.

بخش های قابل تفکیک مخلوط باید شناسایی شوند.

for effective waste management, segregable items must be sorted.

برای مدیریت پسماند موثر، اقلام قابل تفکیک باید مرتب شوند.

it is important to have segregable categories in data analysis.

داشتن دسته بندی های قابل تفکیک در تجزیه و تحلیل داده ها مهم است.

the segregable features of the software enhance its usability.

ویژگی های قابل تفکیک نرم افزار قابلیت استفاده آن را افزایش می دهد.

ensure that the materials are segregable before disposal.

اطمینان حاصل کنید که مواد قبل از دفع قابل تفکیک هستند.

segregable elements can improve the efficiency of the process.

عناصر قابل تفکیک می توانند کارایی فرآیند را بهبود بخشند.

the project requires segregable tasks to manage workflow.

این پروژه نیاز به وظایف قابل تفکیک برای مدیریت گردش کار دارد.

in education, segregable subjects allow for focused learning.

در آموزش، دروس قابل تفکیک به یادگیری متمرکز اجازه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید