dismountable ladder
نردبان جداشدنی
dismountable bike
دوچرخه جداشدنی
dismountable shelf
قفسه جداشدنی
dismountable chair
صندلی جداشدنی
dismountable table
میز جداشدنی
dismountable trailer
تریلر جداشدنی
dismountable frame
قاب جداشدنی
dismountable tent
چادر جداشدنی
dismountable partition
دیوار جداشدنی
dismountable module
ماژول جداشدنی
the bike is designed to be dismountable for easy storage.
دوچرخه به گونهای طراحی شده است که به راحتی قابل جداسازی باشد تا فضای کمتری را اشغال کند.
we need a dismountable structure for our outdoor event.
ما به یک سازه قابل جداسازی برای رویداد فضای باز خود نیاز داریم.
his dismountable furniture is perfect for small apartments.
اثاثات قابل جداسازی او برای آپارتمانهای کوچک عالی است.
the dismountable parts make it easy to transport the equipment.
قطعات قابل جداسازی حمل تجهیزات را آسان میکند.
she prefers dismountable toys for easy cleaning.
او ترجیح میدهد اسباببازیهای قابل جداسازی را برای تمیز کردن آسانتر انتخاب کند.
the tent is dismountable, allowing for quick setup and takedown.
چادر قابل جداسازی است که امکان نصب و جمع کردن سریع را فراهم میکند.
they built a dismountable stage for the concert.
آنها یک صحنه قابل جداسازی برای کنسرت ساختند.
her dismountable bike is ideal for traveling.
دوچرخه قابل جداسازی او برای سفر ایده آل است.
the dismountable design allows for easy repairs.
طراحی قابل جداسازی امکان تعمیرات آسان را فراهم میکند.
we use dismountable shelves to maximize space in the garage.
ما از قفسههای قابل جداسازی برای به حداکثر رساندن فضای گاراژ استفاده میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید