segregating

[ایالات متحده]/ˈsɛɡrɪɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɛɡrəˌɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل فعلی حال از segregate; برای جدا کردن یا جدا بودن

عبارات و ترکیب‌ها

segregating waste

جداسازی زباله

segregating groups

جداسازی گروه ها

segregating data

جداسازی داده ها

segregating classes

جداسازی کلاس ها

segregating materials

جداسازی مواد

segregating colors

جداسازی رنگ ها

segregating populations

جداسازی جمعیت ها

segregating resources

جداسازی منابع

segregating information

جداسازی اطلاعات

segregating tasks

جداسازی وظایف

جملات نمونه

segregating waste is essential for recycling.

جداسازی زباله برای بازیافت ضروری است.

segregating students by ability can enhance learning.

جداسازی دانش آموزان بر اساس توانایی می تواند یادگیری را افزایش دهد.

segregating data helps in better analysis.

جداسازی داده ها به تجزیه و تحلیل بهتر کمک می کند.

segregating different materials is necessary for safety.

جداسازی مواد مختلف برای ایمنی ضروری است.

segregating the population by age can reveal trends.

جداسازی جمعیت بر اساس سن می تواند روندها را نشان دهد.

segregating funds for specific projects is a good practice.

اختصاص بودجه برای پروژه های خاص یک عمل خوب است.

segregating information into categories improves clarity.

طبقه بندی اطلاعات در دسته ها باعث افزایش وضوح می شود.

segregating tasks can enhance productivity.

جداسازی وظایف می تواند بهره وری را افزایش دهد.

segregating the workforce by skill level can optimize performance.

جداسازی نیروی کار بر اساس سطح مهارت می تواند عملکرد را بهینه کند.

segregating food items helps prevent cross-contamination.

جداسازی اقلام غذایی به جلوگیری از آلودگی متقابل کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید