selectee

[ایالات متحده]/sɪˈlɛktiː/
[بریتانیا]/sɪˈlɛkti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که انتخاب شده است، به ویژه برای خدمت نظامی؛ کسی که فراخوانده یا ثبت‌نام شده است
Word Forms
جمعselectees

عبارات و ترکیب‌ها

selected selectee

نامزد انتخاب شده

final selectee

نامزد نهایی

eligible selectee

نامزد واجد شرایط

primary selectee

نامزد اصلی

alternate selectee

نامزد جایگزین

chosen selectee

نامزد انتخاب شده

designated selectee

نامزد تعیین شده

qualified selectee

نامزد واجد شرایط

successful selectee

نامزد موفق

preferred selectee

نامزد ترجیحی

جملات نمونه

the selectee for the scholarship showed great potential.

نامزد بورسیه پتانسیل فوق العاده ای نشان داد.

each selectee must complete the training program.

هر یک از نامزدها باید برنامه آموزشی را تکمیل کنند.

the selectee was notified by email about their acceptance.

نتیجه پذیرش از طریق ایمیل به اطلاع نامزد رسید.

being a selectee is a great honor in this competition.

انتخاب شدن در این مسابقه یک افتخار بزرگ است.

the selectee's performance exceeded all expectations.

عملکرد نامزد از همه انتظارات فراتر رفت.

only the top candidates will be selectees for the program.

فقط بهترین نامزدها برای این برنامه انتخاب خواهند شد.

the selectee will represent our team at the conference.

نامزد نماینده تیم ما در کنفرانس خواهد بود.

we are proud to announce the selectee for this year’s award.

ما مفتخریم که نامزد جایزه امسال را اعلام کنیم.

the selectee must attend an orientation session next week.

نامزد باید هفته آینده در جلسه آشنایی شرکت کند.

the selectee received a stipend to cover their expenses.

نامزد برای پوشش هزینه های خود کمک هزینه دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید