selectman

[ایالات متحده]/sɪˈlɛkt.mən/
[بریتانیا]/sɪˈlɛkt.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از هیئت دولت محلی در ایالات متحده یا کانادا؛ یک عضو از شورای اداری
Word Forms
جمعselectmen

عبارات و ترکیب‌ها

town selectman

منتخب شهري

selectman meeting

جلسه منتخبین

selectman candidate

نامزد منتخب

selectman position

موقعیت منتخب

selectman election

انتخابات منتخب

selectman vote

رأي منتخب

selectman duties

وظایف منتخب

selectman office

دفتر منتخب

selectman role

نقش منتخب

selectman term

دوره منتخب

جملات نمونه

the selectman proposed a new budget for the town.

منتخبان پیشنهاد بودجه جدیدی برای شهر ارائه کردند.

many residents attended the selectman's meeting.

بسیاری از ساکنان در جلسه منتخبان شرکت کردند.

the selectman was elected for a second term.

منتخب برای دوره دوم انتخاب شد.

citizens can voice their concerns to the selectman.

شهروندان می توانند نگرانی های خود را با منتخب در میان بگذارند.

the selectman discussed local issues with the community.

منتخب مسائل محلی را با جامعه مورد بحث قرار داد.

residents are encouraged to meet with their selectman.

از ساکنان خواسته می شود با منتخب خود ملاقات کنند.

the selectman's office is open for public inquiries.

دفتر منتخب برای پاسخگویی به درخواست های عمومی باز است.

during the election, the selectman outlined his platform.

در طول انتخابات، منتخب برنامه خود را تشریح کرد.

the selectman organized a community cleanup event.

منتخب یک رویداد پاکسازی جامعه را سازماندهی کرد.

the selectman is responsible for local governance.

منتخب مسئولیت حکومت محلی را بر عهده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید