self-analysis exercise
تمرین خودتحلیلی
doing self-analysis
انجام خودتحلیلی
self-analysis report
گزارش خودتحلیلی
requires self-analysis
نیاز به خودتحلیلی دارد
through self-analysis
از طریق خودتحلیلی
self-analysis skills
مهارتهای خودتحلیلی
facilitate self-analysis
خودتحلیلی را تسهیل میکند
encourages self-analysis
خودتحلیلی را تشویق میکند
initial self-analysis
خودتحلیلی اولیه
deep self-analysis
خودتحلیلی عمیق
regular self-analysis can improve your performance at work.
خودتجزیه منظم میتواند عملکرد شما را در محل کار بهبود بخشد.
the team leader encouraged thorough self-analysis among the members.
رهبر تیم، خودتجزیه کامل را در بین اعضا تشویق کرد.
she conducted a detailed self-analysis to identify her weaknesses.
او برای شناسایی نقاط ضعف خود، یک خودتجزیه دقیق انجام داد.
his self-analysis revealed a need for better time management.
خودتجزیه او نشان داد که نیاز به مدیریت زمان بهتری وجود دارد.
the therapist suggested a period of self-analysis and reflection.
درمانگر یک دوره خودتجزیه و تفکر پیشنهاد کرد.
engaging in regular self-analysis fosters personal growth.
شرکت در خودتجزیه منظم، باعث رشد شخصی میشود.
a critical self-analysis is essential for professional development.
یک خودتجزیه انتقادی برای پیشرفت حرفهای ضروری است.
the project required extensive self-analysis and feedback from colleagues.
این پروژه نیاز به خودتجزیه گسترده و بازخورد از همکاران داشت.
through self-analysis, she understood her communication style better.
از طریق خودتجزیه، او بهتر سبک ارتباطی خود را درک کرد.
he used self-analysis to pinpoint areas for improvement in his strategy.
او از خودتجزیه برای شناسایی زمینههای قابل بهبود در استراتژی خود استفاده کرد.
the process of self-analysis can be challenging but rewarding.
فرآیند خودتجزیه میتواند چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید