selfes

[ایالات متحده]//ˈsɛlfs//
[بریتانیا]//ˈsɛlfs//

ترجمه

n. جمع selfe؛ نام

جملات نمونه

she has great self-confidence when speaking in public.

او وقتی که در جمع عمومی صحبت می‌کند، خوداعتمادی زیادی دارد.

building self-esteem takes time and patience.

ایجاد اعتماد به نفس زمان و صبر می‌خواهد.

he is very self-aware of his strengths and weaknesses.

او خودآگاهی زیادی نسبت به نقاط قوت و ضعف خود دارد.

many people choose to be self-employed for flexibility.

بسیاری از افراد برای انعطاف‌پذیری، انتخاب کار خودکارآزمایی می‌کنند.

being too self-centered can damage relationships.

بودن خیلی خودمرکز می‌تواند روابط را آسیب بزند.

self-discipline is essential for achieving long-term goals.

خودکنترل برای دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.

everyone deserves to have self-respect.

همه افراد حق دارند خوداحترام داشته باشند.

self-destructive behavior requires professional help.

رفتار خودتخریبی نیاز به کمک حرفه‌ای دارد.

this restaurant has self-service counters.

این رستوران دستگاه‌های خدمت‌گذاری خودکار دارد.

self-study is important for language learning.

خودآموزی برای یادگیری زبان‌ها مهم است.

self-improvement requires continuous effort.

پیشرفت خود نیاز به تلاش مداوم دارد.

she maintains a healthy self-image despite challenges.

او با وجود چالش‌ها، تصویر خود را سالم حفظ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید