sellings

[ایالات متحده]/'selɪŋ/
[بریتانیا]/'sɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مبادله کالاها یا خدمات به ازای پول؛ عمل متقاعد کردن کسی برای خرید چیزی
v. شکل حال استمراری فعل "فروش" به معنی عمل مبادله کالاها یا خدمات به ازای پول

عبارات و ترکیب‌ها

selling price

قیمت فروش

selling point

نقطه فروش

selling out

تمام شدن

selling fast

فروش سریع

selling strategy

استراتژی فروش

buying and selling

خرید و فروش

direct selling

فروش مستقیم

short selling

فروش کوتاه

selling season

فصل فروش

personal selling

فروش شخصی

selling agent

نماینده فروش

pyramid selling

فروش هرمی

selling rate

نرخ فروش

selling techniques

تکنیک های فروش

unique selling proposition

مزیت فروش منحصربه‌فرد

selling cost

هزینه فروش

retail selling

فروش خرده

selling short

فروش کوتاه

جملات نمونه

panic selling of securities.

فروش وحشت‌زده اوراق بهادار

selling a commodity short.

فروش کوتاه یک کالا

The book is selling briskly.

کتاب به سرعت به فروش می رسد.

selling at a 50 percent loss.

با زیان 50 درصدی به فروش می‌رسد.

The packman is selling Huajuan in fair.

فروشنده، هواجوان را در نمایشگاه به فروش می‌رساند.

The old man is selling sirupy calabashes.

مرد پیر هندوانه های شیرین می فروشد.

a store selling modern appliances.

یک مغازه که لوازم خانگی مدرن می فروشد.

a wave of panic selling on the stock market.

یک موج فروش وحشت‌زده در بازار سهام.

made a bundle selling real estate.

با فروش املاک پول زیادی به دست آورد.

He made a fortune by selling houses.

او با فروش خانه ها ثروت زیادی به دست آورد.

They discussed selling the house.

آنها در مورد فروش خانه بحث کردند.

I regret selling the house.

من پشیمانم که خانه را فروختم.

That shop is selling a new skin balm.

آن مغازه یک نرم کننده پوست جدید می فروشد.

he went from door to door selling insurance policies.

او از در در در رفت و بیمه فروخت.

boutiques selling pricey clothes.

بوتیک‌هایی که لباس‌های گران‌قیمت می‌فروشند.

he's selling his shares in BT.

او سهام خود را در BT می فروشد.

Subscription selling bloomed splendidly.

فروش اشتراک به زیبایی شکوفا شد.

Grapes are selling high this season.

انگور امسال با قیمت بالایی به فروش می رسد.

نمونه‌های واقعی

Girl be selling sunshine. Girl be selling sunshine. Looking so fine.

دختر در حال فروش نور خورشید است. دختر در حال فروش نور خورشید است. خیلی خوب به نظر می رسد.

منبع: We Bare Bears

They asked why the owner was selling.

آنها از دلیل فروش صاحب سوال کردند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

" But what is he selling them" ?

"اما او چه چیزی به آنها می فروشد؟"

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

How much are you selling it for?

آن را با چه قیمتی می فروشی؟

منبع: Everyday English Situational Speaking

From selling transportation to selling a vacation.

از فروش حمل و نقل تا فروش یک تعطیلات.

منبع: Vox opinion

Banks are not startups selling a growth story.

بانک ها کسب و کارهای نوپا نیستند که داستان رشد را می فروشند.

منبع: The Economist (Summary)

Well, you'd better hurry up, because it's selling like hotcakes.

خب، بهتر است عجله کنید، چون مثل هتل ها به فروش می رسد.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

If a product is selling very fast, it's selling like hotcakes.

اگر محصولی خیلی سریع به فروش برسد، مثل هتل ها به فروش می رسد.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Then, here's another style that they're selling.

سپس، این یک سبک دیگر است که آنها آن را می فروشند.

منبع: The Ellen Show

How is the product selling? It's selling well.

محصول چگونه به فروش می رسد؟ خوب به فروش می رسد.

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید