sellout crowd
تماشاگران پر شده
sellout show
نمایش پرفروش
sellout event
رویداد پرفروش
sellout tickets
بلیطهای پرفروش
sellout status
وضعیت پرفروش
sellout performance
اجرای پرفروش
sellout record
رکورد پرفروش
sellout market
بازار پرفروش
sellout deal
معامله پرفروش
sellout album
آلبوم پرفروش
the concert was a total sellout within minutes.
اجرای کنسرت ظرف چند دقیقه به طور کامل پرفروش بود.
many fans accused the band of being a sellout after they signed a major label.
بسیاری از طرفداران متهم کردند گروه را به خاطر امضای یک شرکت بزرگ، فروشی.
the sellout crowd cheered for the home team.
تماشاگران پرشور برای تیم خانگی تشویق کردند.
his decision to change genres was seen as a sellout move.
تصمیم او برای تغییر ژانرها به عنوان یک حرکت فروشی دیده شد.
the event was a sellout, attracting thousands of participants.
این رویداد یک فروشی بود و هزاران شرکت کننده را جذب کرد.
critics labeled the movie a sellout for its commercial focus.
منتقدان فیلم را به دلیل تمرکز تجاری آن فروشی خواندند.
after the sellout, they decided to add more shows.
پس از فروشی، آنها تصمیم گرفتند نمایش های بیشتری اضافه کنند.
he felt like a sellout for taking the corporate job.
او احساس کرد که به خاطر گرفتن شغل شرکتی فروشی است.
the tickets sold out quickly, marking it as a sellout success.
بلیط ها به سرعت به فروش رسیدند و آن را به عنوان یک موفقیت فروشی نشان دادند.
they celebrated their first sellout at the new venue.
آنها اولین فروشی خود را در مکان جدید جشن گرفتند.
sellout crowd
تماشاگران پر شده
sellout show
نمایش پرفروش
sellout event
رویداد پرفروش
sellout tickets
بلیطهای پرفروش
sellout status
وضعیت پرفروش
sellout performance
اجرای پرفروش
sellout record
رکورد پرفروش
sellout market
بازار پرفروش
sellout deal
معامله پرفروش
sellout album
آلبوم پرفروش
the concert was a total sellout within minutes.
اجرای کنسرت ظرف چند دقیقه به طور کامل پرفروش بود.
many fans accused the band of being a sellout after they signed a major label.
بسیاری از طرفداران متهم کردند گروه را به خاطر امضای یک شرکت بزرگ، فروشی.
the sellout crowd cheered for the home team.
تماشاگران پرشور برای تیم خانگی تشویق کردند.
his decision to change genres was seen as a sellout move.
تصمیم او برای تغییر ژانرها به عنوان یک حرکت فروشی دیده شد.
the event was a sellout, attracting thousands of participants.
این رویداد یک فروشی بود و هزاران شرکت کننده را جذب کرد.
critics labeled the movie a sellout for its commercial focus.
منتقدان فیلم را به دلیل تمرکز تجاری آن فروشی خواندند.
after the sellout, they decided to add more shows.
پس از فروشی، آنها تصمیم گرفتند نمایش های بیشتری اضافه کنند.
he felt like a sellout for taking the corporate job.
او احساس کرد که به خاطر گرفتن شغل شرکتی فروشی است.
the tickets sold out quickly, marking it as a sellout success.
بلیط ها به سرعت به فروش رسیدند و آن را به عنوان یک موفقیت فروشی نشان دادند.
they celebrated their first sellout at the new venue.
آنها اولین فروشی خود را در مکان جدید جشن گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید