semi-automatic

[ایالات متحده]/ˌsemiː ɔːˈtɒmætɪk/
[بریتانیا]/ˌsemiː ɔːˈtɑːmətɪk/

ترجمه

adj. تا حدودی خودکار؛ با استفاده جزئی از روش‌های خودکار

عبارات و ترکیب‌ها

semi-automatic pistol

پیستوله نیمه‌خودکار

semi-automatic rifle

تفنگ نیمه‌خودکار

being semi-automatic

نیمه‌خودکار بودن

semi-automatic action

عملکرد نیمه‌خودکار

semi-automatic system

سیستم نیمه‌خودکار

semi-automatic car

خودروی نیمه‌خودکار

semi-automatic machine

ماشین نیمه‌خودکار

semi-automatic camera

دوربین نیمه‌خودکار

semi-automatic transmission

گیربکس نیمه‌خودکار

semi-automatic function

عملکرد نیمه‌خودکار

جملات نمونه

the factory uses a semi-automatic assembly line to increase production speed.

کارخانه از یک خط مونتاژ نیمه‌خودکار برای افزایش سرعت تولید استفاده می‌کند.

we opted for a semi-automatic rifle for hunting due to its ease of use.

ما به دلیل سهولت استفاده، یک تفنگ نیمه‌خودکار برای شکار انتخاب کردیم.

the new irrigation system is semi-automatic, requiring minimal human intervention.

سیستم آبیاری جدید نیمه‌خودکار است و نیاز به حداقل دخالت انسان دارد.

the camera's semi-automatic mode allowed for creative control while ensuring proper exposure.

حالت نیمه‌خودکار دوربین به ما این امکان را داد که کنترل خلاقانه داشته باشیم در حالی که از قرار گرفتن در معرض مناسب اطمینان حاصل می‌کردیم.

the car wash features a semi-automatic system for applying soap and wax.

ماشین‌شویی دارای یک سیستم نیمه‌خودکار برای استفاده از صابون و موم است.

the lab's equipment includes a semi-automatic titrator for precise measurements.

تجهیزات آزمایشگاه شامل یک تیتراسیون نیمه‌خودکار برای اندازه‌گیری دقیق است.

the security system is semi-automatic, alerting personnel to potential breaches.

سیستم امنیتی نیمه‌خودکار است و پرسنل را در مورد نقض‌های احتمالی مطلع می‌کند.

the packaging machine is semi-automatic, streamlining the bottling process.

دستگاه بسته‌بندی نیمه‌خودکار است و فرآیند بطری‌سازی را ساده می‌کند.

the coffee maker is semi-automatic, offering convenience without sacrificing quality.

دستگاه قهوه‌ساز نیمه‌خودکار است و راحتی را بدون قربانی کردن کیفیت ارائه می‌دهد.

the welding process utilized a semi-automatic technique for consistent results.

فرآیند جوشکاری از یک تکنیک نیمه‌خودکار برای دستیابی به نتایج یکنواخت استفاده کرد.

the sorting machine is semi-automatic, separating items based on size and color.

دستگاه сортиر نیمه‌خودکار است و اقلام را بر اساس اندازه و رنگ جدا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید