semimonthly payment
پرداخت دو هفته یکبار
semimonthly schedule
برنامه دو هفته یکبار
semimonthly report
گزارش دو هفته یکبار
semimonthly meeting
جلسه دو هفته یکبار
semimonthly billing
صورتحساب دو هفته یکبار
semimonthly update
بهروزرسانی دو هفته یکبار
semimonthly review
بررسی دو هفته یکبار
semimonthly newsletter
خبرنامه دو هفته یکبار
semimonthly payroll
پرداخت حقوق دو هفته یکبار
semimonthly analysis
تجزیه و تحلیل دو هفته یکبار
we receive our paycheck semimonthly.
ما حقوق خود را به صورت نیمهماهانه دریافت میکنیم.
the newsletter is published semimonthly.
خبرنامه به صورت نیمهماهانه منتشر میشود.
they hold semimonthly meetings to discuss progress.
آنها جلسات نیمهماهانه برگزار میکنند تا در مورد پیشرفت بحث کنند.
our subscription is billed semimonthly.
اشتراک ما به صورت نیمهماهانه شارژ میشود.
the team reports their results semimonthly.
تیم به صورت نیمهماهانه نتایج خود را گزارش میدهد.
she prefers to pay her bills semimonthly.
او ترجیح میدهد قبوض خود را به صورت نیمهماهانه پرداخت کند.
we have semimonthly reviews to assess our performance.
ما بررسیهای نیمهماهانه برای ارزیابی عملکرد خود داریم.
the company issues semimonthly financial statements.
شرکت صورتهای مالی نیمهماهانه منتشر میکند.
our maintenance schedule is set for semimonthly checks.
برنامه تعمیر و نگهداری ما برای بررسیهای نیمهماهانه تنظیم شده است.
he prefers semimonthly updates on the project's status.
او ترجیح میدهد بهروزرسانیهای نیمهماهانه در مورد وضعیت پروژه دریافت کند.
semimonthly payment
پرداخت دو هفته یکبار
semimonthly schedule
برنامه دو هفته یکبار
semimonthly report
گزارش دو هفته یکبار
semimonthly meeting
جلسه دو هفته یکبار
semimonthly billing
صورتحساب دو هفته یکبار
semimonthly update
بهروزرسانی دو هفته یکبار
semimonthly review
بررسی دو هفته یکبار
semimonthly newsletter
خبرنامه دو هفته یکبار
semimonthly payroll
پرداخت حقوق دو هفته یکبار
semimonthly analysis
تجزیه و تحلیل دو هفته یکبار
we receive our paycheck semimonthly.
ما حقوق خود را به صورت نیمهماهانه دریافت میکنیم.
the newsletter is published semimonthly.
خبرنامه به صورت نیمهماهانه منتشر میشود.
they hold semimonthly meetings to discuss progress.
آنها جلسات نیمهماهانه برگزار میکنند تا در مورد پیشرفت بحث کنند.
our subscription is billed semimonthly.
اشتراک ما به صورت نیمهماهانه شارژ میشود.
the team reports their results semimonthly.
تیم به صورت نیمهماهانه نتایج خود را گزارش میدهد.
she prefers to pay her bills semimonthly.
او ترجیح میدهد قبوض خود را به صورت نیمهماهانه پرداخت کند.
we have semimonthly reviews to assess our performance.
ما بررسیهای نیمهماهانه برای ارزیابی عملکرد خود داریم.
the company issues semimonthly financial statements.
شرکت صورتهای مالی نیمهماهانه منتشر میکند.
our maintenance schedule is set for semimonthly checks.
برنامه تعمیر و نگهداری ما برای بررسیهای نیمهماهانه تنظیم شده است.
he prefers semimonthly updates on the project's status.
او ترجیح میدهد بهروزرسانیهای نیمهماهانه در مورد وضعیت پروژه دریافت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید