semipro

[ایالات متحده]/ˌsɛmɪˈprəʊ/
[بریتانیا]/ˌsɛmɪˈproʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیمه‌حرفه‌ای
n. ورزشکار یا بازیکن نیمه‌حرفه‌ای
Word Forms
جمعsemiproes

عبارات و ترکیب‌ها

semipro athlete

ورزشکار نیمه‌حرفه‌ای

semipro league

لیگ نیمه‌حرفه‌ای

semipro team

تیم نیمه‌حرفه‌ای

semipro status

وضعیت نیمه‌حرفه‌ای

semipro player

بازیکن نیمه‌حرفه‌ای

semipro division

تقسیم نیمه‌حرفه‌ای

semipro contract

قرارداد نیمه‌حرفه‌ای

semipro competition

رقابت نیمه‌حرفه‌ای

semipro event

رویداد نیمه‌حرفه‌ای

semipro training

آموزش نیمه‌حرفه‌ای

جملات نمونه

he is a semipro athlete who trains every day.

او یک ورزشکار نیمه‌حرفه‌ای است که هر روز تمرین می‌کند.

she plays semipro soccer on the weekends.

او در آخر هفته‌ها فوتبال نیمه‌حرفه‌ای بازی می‌کند.

the semipro league has many talented players.

لیگ نیمه‌حرفه‌ای بازیکنان با استعداد زیادی دارد.

he decided to pursue a semipro career in music.

او تصمیم گرفت یک شغل نیمه‌حرفه‌ای در موسیقی را دنبال کند.

many semipro artists showcase their work online.

بسیاری از هنرمندان نیمه‌حرفه‌ای آثار خود را به صورت آنلاین به نمایش می‌گذارند.

she is a semipro photographer who specializes in portraits.

او یک عکاس نیمه‌حرفه‌ای است که در زمینه پرتره تخصص دارد.

the semipro tournament attracted a large audience.

تورنمنت نیمه‌حرفه‌ای مخاطبان زیادی را جذب کرد.

he balances his semipro gaming career with his studies.

او تعادل را بین شغل بازی نیمه‌حرفه‌ای خود و تحصیلاتش حفظ می‌کند.

joining a semipro team can enhance your skills.

پیوستن به یک تیم نیمه‌حرفه‌ای می‌تواند مهارت‌های شما را افزایش دهد.

she has a semipro background in graphic design.

او دارای سابقه نیمه‌حرفه‌ای در زمینه طراحی گرافیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید