| جمع | part-timers |
part-timer job
کار نیمهزمانی
hiring part-timers
استخدام کارکنان نیمهزمانی
a part-timer
یک کارکن نیمهزمانی
part-timer benefits
مزایای کارکنان نیمهزمانی
part-timers only
فقط کارکنان نیمهزمانی
was a part-timer
قبلًا یک کارکن نیمهزمانی بود
be a part-timer
شود یک کارکن نیمهزمانی
part-timer shift
شیفتهای کارکنان نیمهزمانی
part-timer rates
نرخهای کارکنان نیمهزمانی
the coffee shop hired a part-timer for the weekend.
کافه یک کارگر پاره وقت برای روزهای پایان هفته استخدام کرد.
as a part-timer, she enjoys the flexible hours.
به عنوان یک کارگر پاره وقت، او از ساعات کاری انعطاف پذیر لذت می برد.
many students work as part-timers during the summer.
بیشتر دانشجویان در تابستان به عنوان کارگران پاره وقت کار می کنند.
he's a reliable part-timer with excellent customer service skills.
او یک کارگر پاره وقت معتبر با مهارت های خدمت به مشتریان عالی است.
the part-timer's shift is from 6 pm to 10 pm.
شیفتهای کارگر پاره وقت از ساعت 6 به وقت شام تا 10 به وقت شام است.
we're looking for a part-timer to help with inventory.
ما در حال جستجوی یک کارگر پاره وقت برای کمک در زمینه موجودی هستیم.
she's a part-timer at the bookstore after school.
او پس از مدرسه به عنوان یک کارگر پاره وقت در کتاب فروشی کار می کند.
the part-timer received a positive performance review.
کارگر پاره وقت یک نظریه مثبت در مورد عملکرد خود دریافت کرد.
the store needs a part-timer to cover weekends and holidays.
فروشگاه نیاز به یک کارگر پاره وقت برای پوشش روزهای پایان هفته و تعطیلات دارد.
being a part-timer allows him to pursue his hobbies.
بودن یک کارگر پاره وقت به او اجازه می دهد تا هواستان خود را دنبال کند.
the part-timer is responsible for cashiering and stocking shelves.
کارگر پاره وقت مسئول کشیک و پر کردن رف ها است.
the company offered the part-timer a full-time position.
شرکت به کارگر پاره وقت یک پست تمام وقت ارائه داد.
part-timer job
کار نیمهزمانی
hiring part-timers
استخدام کارکنان نیمهزمانی
a part-timer
یک کارکن نیمهزمانی
part-timer benefits
مزایای کارکنان نیمهزمانی
part-timers only
فقط کارکنان نیمهزمانی
was a part-timer
قبلًا یک کارکن نیمهزمانی بود
be a part-timer
شود یک کارکن نیمهزمانی
part-timer shift
شیفتهای کارکنان نیمهزمانی
part-timer rates
نرخهای کارکنان نیمهزمانی
the coffee shop hired a part-timer for the weekend.
کافه یک کارگر پاره وقت برای روزهای پایان هفته استخدام کرد.
as a part-timer, she enjoys the flexible hours.
به عنوان یک کارگر پاره وقت، او از ساعات کاری انعطاف پذیر لذت می برد.
many students work as part-timers during the summer.
بیشتر دانشجویان در تابستان به عنوان کارگران پاره وقت کار می کنند.
he's a reliable part-timer with excellent customer service skills.
او یک کارگر پاره وقت معتبر با مهارت های خدمت به مشتریان عالی است.
the part-timer's shift is from 6 pm to 10 pm.
شیفتهای کارگر پاره وقت از ساعت 6 به وقت شام تا 10 به وقت شام است.
we're looking for a part-timer to help with inventory.
ما در حال جستجوی یک کارگر پاره وقت برای کمک در زمینه موجودی هستیم.
she's a part-timer at the bookstore after school.
او پس از مدرسه به عنوان یک کارگر پاره وقت در کتاب فروشی کار می کند.
the part-timer received a positive performance review.
کارگر پاره وقت یک نظریه مثبت در مورد عملکرد خود دریافت کرد.
the store needs a part-timer to cover weekends and holidays.
فروشگاه نیاز به یک کارگر پاره وقت برای پوشش روزهای پایان هفته و تعطیلات دارد.
being a part-timer allows him to pursue his hobbies.
بودن یک کارگر پاره وقت به او اجازه می دهد تا هواستان خود را دنبال کند.
the part-timer is responsible for cashiering and stocking shelves.
کارگر پاره وقت مسئول کشیک و پر کردن رف ها است.
the company offered the part-timer a full-time position.
شرکت به کارگر پاره وقت یک پست تمام وقت ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید