semiweekly

[ایالات متحده]/ˌsɛm.iˈwiːk.li/
[بریتانیا]/ˌsɛm.iˈwiːk.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هفته‌ای دو بار اتفاق می‌افتد
adv. هفته‌ای دو بار
n. نشریه‌ای که هفته‌ای دو بار منتشر می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

semiweekly meeting

جلسه دو بار در هفته

semiweekly report

گزارش دو بار در هفته

semiweekly schedule

برنامه دو بار در هفته

semiweekly update

به‌روزرسانی دو بار در هفته

semiweekly newsletter

خبرنامه دو بار در هفته

semiweekly review

بررسی دو بار در هفته

semiweekly payment

پرداخت دو بار در هفته

semiweekly class

کلاس دو بار در هفته

semiweekly task

وظیفه دو بار در هفته

جملات نمونه

the magazine is published semiweekly.

مجله هر هفته دو بار منتشر می‌شود.

we have semiweekly meetings to discuss progress.

ما جلسات هفتگی دو بار برای بحث در مورد پیشرفت داریم.

she receives a semiweekly newsletter from the organization.

او خبرنامه هفتگی دو بار از سازمان دریافت می‌کند.

the gym offers semiweekly fitness classes.

باشگاه ورزشی کلاس‌های تناسب اندام هفتگی دو بار ارائه می‌دهد.

they send out semiweekly updates on the project.

آنها به‌طور هفتگی دو بار به‌روزرسانی‌هایی در مورد پروژه ارسال می‌کنند.

our semiweekly calls help keep the team connected.

تماس‌های هفتگی دو بار ما به حفظ ارتباط تیم کمک می‌کند.

the report is due semiweekly for review.

گزارش باید هر هفته دو بار برای بررسی ارائه شود.

she writes a semiweekly blog about her travels.

او هر هفته دو بار در مورد سفر خود وبلاگ می‌نویسد.

he attends a semiweekly book club meeting.

او در یک جلسه هفتگی دو بار کتابخوانی شرکت می‌کند.

the school newsletter is released semiweekly.

خبرنامه مدرسه هر هفته دو بار منتشر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید