senatorship

[ایالات متحده]/ˈsɛnətəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈsɛnətərˌʃɪp/

ترجمه

n. موقعیت یا مقام یک سناتور
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

senatorship election

انتخاب سنا

senatorship campaign

کمپین سنا

senatorship term

دوره سنا

senatorship position

موقعیت سنا

senatorship race

رقابت سنا

senatorship seat

صندلی سنا

senatorship vote

رای سنا

senatorship nominee

نامزد سنا

senatorship duties

وظایف سنا

senatorship candidate

نامزد سنا

جملات نمونه

his senatorship has brought significant changes to the community.

سناتوری او تغییرات قابل توجهی در جامعه به ارمغان آورده است.

she is campaigning for a senatorship in the upcoming election.

او برای کسب سمت سنا در انتخابات آینده کمپین می کند.

the senatorship requires dedication and hard work.

سمت سنا نیاز به تعهد و تلاش دارد.

his senatorship was marked by numerous legislative achievements.

دوره سناتوری او با دستاوردهای قانونگذاری متعدد مشخص شد.

she is well-respected in her senatorship for her integrity.

او به دلیل درستی خود در سمت سنا بسیار مورد احترام است.

the senatorship offers a platform to influence national policy.

سمت سنا بستری برای تأثیرگذاری بر سیاست های ملی فراهم می کند.

his long senatorship has made him a key figure in politics.

دوره طولانی سناتوری او او را به چهره کلیدی در سیاست تبدیل کرده است.

she hopes to secure her senatorship with a strong voter base.

او امیدوار است با پایگاه رای دهندگان قوی سمت سنای خود را بدست آورد.

the senatorship comes with both power and responsibility.

سمت سنا هم با قدرت و هم با مسئولیت همراه است.

he announced his candidacy for the senatorship last week.

او هفته گذشته اعلام کرد که برای سمت سنا نامزد شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید