sensualize art
کمالگرایی هنری
sensualize experience
احساسگرایی تجربه
sensualize touch
احساسگرایی لمس
sensualize atmosphere
احساسگرایی فضای محیطی
sensualize beauty
احساسگرایی زیبایی
sensualize movement
احساسگرایی حرکت
sensualize sound
احساسگرایی صدا
sensualize flavor
احساسگرایی طعم
sensualize space
احساسگرایی فضا
sensualize light
احساسگرایی نور
she wanted to sensualize the atmosphere of the dinner.
او میخواست فضایی لطیف و شهوتانگیز برای شام ایجاد کند.
the artist aimed to sensualize the human form in her paintings.
هنرمند قصد داشت فرم انسانی را در نقاشیهای خود به تصویر بکشد و حس شهوت را القا کند.
they tried to sensualize the experience with soft lighting and music.
آنها سعی کردند با نورپردازی ملایم و موسیقی، تجربهای شهوتانگیز ایجاد کنند.
he used words to sensualize the moment between them.
او از کلمات برای القای حس شهوت در لحظهای که بین آنها گذشت استفاده کرد.
the film sought to sensualize the relationship between the characters.
فیلم به دنبال القای حس شهوت در رابطه بین شخصیتها بود.
she wore a dress designed to sensualize her silhouette.
او لباسی پوشیده بود که برای برجسته کردن و القای حس شهوت در اندامش طراحی شده بود.
they wanted to sensualize the product to attract more customers.
آنها میخواستند محصول را به گونهای به تصویر بکشند که حس شهوت را القا کند تا مشتریان بیشتری جذب کنند.
his poetry aimed to sensualize the beauty of nature.
شعر او به دنبال القای حس شهوت در زیبایی طبیعت بود.
the photographer aimed to sensualize the subject through lighting.
عکاس قصد داشت با استفاده از نورپردازی، حس شهوت را در سوژه القا کند.
they used fragrance to sensualize the ambiance of the room.
آنها از عطر برای القای حس شهوت در فضای اتاق استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید