eroticize art
کنجکاوی جنسی در هنر
eroticize relationships
کنجکاوی جنسی در روابط
eroticize language
کنجکاوی جنسی در زبان
eroticize fantasy
کنجکاوی جنسی در فانتزی
eroticize touch
کنجکاوی جنسی در لمس
eroticize intimacy
کنجکاوی جنسی در صمیمیت
eroticize desire
کنجکاوی جنسی در هوس
eroticize culture
کنجکاوی جنسی در فرهنگ
eroticize movement
کنجکاوی جنسی در حرکت
eroticize experience
کنجکاوی جنسی در تجربه
many artists eroticize everyday objects in their work.
هنرمندان زیادی اشیاء روزمره را در آثار خود اغوا کننده میکنند.
some films eroticize the tension between characters.
برخی از فیلمها تنش بین شخصیتها را اغوا کننده میکنند.
she tried to eroticize the mundane aspects of life.
او سعی کرد جنبههای پیش پا افتاده زندگی را اغوا کننده کند.
writers often eroticize the theme of forbidden love.
نویسندگان اغلب موضوع عشق ممنوعه را اغوا کننده میکنند.
they sought to eroticize the beauty of nature.
آنها به دنبال اغوا کننده کردن زیبایی طبیعت بودند.
he wanted to eroticize the dance movements in the performance.
او میخواست حرکات رقص در اجرا را اغوا کننده کند.
fashion designers often eroticize their clothing lines.
طراحان مد اغلب خطوط لباس خود را اغوا کننده میکنند.
some photographers eroticize the human form in their art.
برخی از عکاسان شکل انسان را در هنر خود اغوا کننده میکنند.
she aimed to eroticize the narrative through her storytelling.
او قصد داشت روایت را از طریق داستان سرایی خود اغوا کننده کند.
they often eroticize the concept of power in their songs.
آنها اغلب مفهوم قدرت را در آهنگهای خود اغوا کننده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید