eroticize

[ایالات متحده]/ɪˈrɒtɪsaɪz/
[بریتانیا]/ɪˈrɑːtɪsaɪz/

ترجمه

v. جنسی‌تر کردن (چیزی) یا پر از محتوای جنسی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

eroticize art

کنجکاوی جنسی در هنر

eroticize relationships

کنجکاوی جنسی در روابط

eroticize language

کنجکاوی جنسی در زبان

eroticize fantasy

کنجکاوی جنسی در فانتزی

eroticize touch

کنجکاوی جنسی در لمس

eroticize intimacy

کنجکاوی جنسی در صمیمیت

eroticize desire

کنجکاوی جنسی در هوس

eroticize culture

کنجکاوی جنسی در فرهنگ

eroticize movement

کنجکاوی جنسی در حرکت

eroticize experience

کنجکاوی جنسی در تجربه

جملات نمونه

many artists eroticize everyday objects in their work.

هنرمندان زیادی اشیاء روزمره را در آثار خود اغوا کننده می‌کنند.

some films eroticize the tension between characters.

برخی از فیلم‌ها تنش بین شخصیت‌ها را اغوا کننده می‌کنند.

she tried to eroticize the mundane aspects of life.

او سعی کرد جنبه‌های پیش پا افتاده زندگی را اغوا کننده کند.

writers often eroticize the theme of forbidden love.

نویسندگان اغلب موضوع عشق ممنوعه را اغوا کننده می‌کنند.

they sought to eroticize the beauty of nature.

آنها به دنبال اغوا کننده کردن زیبایی طبیعت بودند.

he wanted to eroticize the dance movements in the performance.

او می‌خواست حرکات رقص در اجرا را اغوا کننده کند.

fashion designers often eroticize their clothing lines.

طراحان مد اغلب خطوط لباس خود را اغوا کننده می‌کنند.

some photographers eroticize the human form in their art.

برخی از عکاسان شکل انسان را در هنر خود اغوا کننده می‌کنند.

she aimed to eroticize the narrative through her storytelling.

او قصد داشت روایت را از طریق داستان سرایی خود اغوا کننده کند.

they often eroticize the concept of power in their songs.

آنها اغلب مفهوم قدرت را در آهنگ‌های خود اغوا کننده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید