serenesses

[ایالات متحده]/sɪˈreɪnɪsɪz/
[بریتانیا]/səˈreɪnəsɪz/

ترجمه

n. جمع sereness؛ کیفیت یا حالت آرامش یا صلح.

جملات نمونه

the serenesses of the early morning garden invited contemplation.

خیلی آرامش‌های گیاهان در باغ صبح زود تأمل را فراهم کرد.

we discussed the various serenesses achieved through meditation.

ما در مورد چندین آرامش‌هایی که از طریق مدیتیشن به دست می‌آید بحث کردیم.

the painting captured multiple serenesses in its landscape.

نقاشی چندین آرامش را در مناظر خود ثبت کرد.

different serenesses can be found in each room of the spa.

آرامش‌های متفاوتی در هر اتاق اسپا یافت می‌شود.

the serenesses of her expression revealed inner peace.

آرامش‌های چهره‌اش آرامش داخلی را آشکار کرد.

many tourists seek the serenesses of remote mountain villages.

بیشتر گردشگران به دنبال آرامش‌های روستاهای دورافتاده کوهستانی هستند.

the poet described several serenesses in his verses about nature.

شاعر چندین آرامش را در آوازهایش درباره طبیعت توصیف کرد.

these serenesses stand in stark contrast to city noise.

این آرامش‌ها با سر و صدای شهر به شدیدی متفاوت است.

the serenesses experienced during the retreat were transformative.

آرامش‌های تجربه شده در طول دوره از کار گذاری تغییر دهنده بود.

each sanctuary offered unique serenesses for visitors.

هر مکان مقدس آرامش‌های منحصر به فردی برای بازدید کنندگان ارائه می‌داد.

the serenesses of the lake at dawn were breathtaking.

آرامش‌های دریاچه در صبح زود دیدنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید