serigraph

[ایالات متحده]/ˈsɛrɪˌɡræf/
[بریتانیا]/ˈsɛrɪˌɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاپ سیلک اسکرین یا چاپی که با استفاده از سیلک اسکرین ساخته شده است؛ تصویر رنگی که با فرآیند سیلک اسکرین چاپ شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

art serigraph

هنر سرتیپ

limited serigraph

سرتیپ محدود

original serigraph

سرتیپ اصلی

serigraph print

چاپ سرتیپ

serigraph edition

نسخه سرتیپ

serigraph artist

هنرمند سرتیپ

serigraph technique

تکنیک سرتیپ

vintage serigraph

سرتیپ قدیمی

color serigraph

سرتیپ رنگی

serigraph collection

کلکسیون سرتیپ

جملات نمونه

the artist created a stunning serigraph using vibrant colors.

هنرمند یک سرigraf چشم‌نواز با استفاده از رنگ‌های زنده خلق کرد.

she decided to sell her limited edition serigraphs at the gallery.

او تصمیم گرفت سرigraf های محدود خود را در گالری بفروشد.

each serigraph in the collection tells a unique story.

هر سرigraf در مجموعه داستانی منحصر به فرد را بیان می‌کند.

the technique of serigraph printing requires great skill.

تکنیک چاپ سرigraf نیاز به مهارت زیادی دارد.

many artists prefer serigraphs for their bold and bright designs.

بسیاری از هنرمندان به دلیل طراحی‌های جسورانه و روشن، سرigraf را ترجیح می‌دهند.

he learned how to create a serigraph during his art class.

او یاد گرفت که چگونه یک سرigraf را در کلاس هنر خود ایجاد کند.

the serigraph was framed and hung in the living room.

سرigraf قاب‌گذاری و در اتاق نشیمن آویخته شد.

collectors often seek rare serigraphs to add to their collections.

کلکسیونرها اغلب به دنبال سرigraf های کمیاب برای افزودن به مجموعه خود هستند.

she showcased her serigraphs at the annual art fair.

او سرigraf های خود را در نمایشگاه هنری سالانه به نمایش گذاشت.

the process of making a serigraph involves multiple steps.

فرآیند ساخت یک سرigraf شامل مراحل متعددی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید