serotype

[ایالات متحده]/ˈsɛrəʊtaɪp/
[بریتانیا]/ˈsɛrətaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای طبقه‌بندی یا تعیین نوع سرولوژیکی یک موجود زنده
n. یک طبقه‌بندی مبتنی بر خواص سرولوژیکی یک میکروارگانیسم
Word Forms
جمعserotypes

عبارات و ترکیب‌ها

serotype classification

طبقه‌بندی سِروتیپ

serotype identification

شناسایی سِروتیپ

serotype distribution

توزیع سِروتیپ

serotype variation

تغییرات سِروتیپ

serotype prevalence

شیوع سِروتیپ

serotype typing

تایپ سِروتیپ

serotype analysis

تجزیه و تحلیل سِروتیپ

serotype comparison

مقایسه سِروتیپ

serotype detection

تشخیص سِروتیپ

serotype assessment

ارزیابی سِروتیپ

جملات نمونه

researchers identified a new serotype of the bacteria.

محققان یک سراتیپ جدید از باکتری را شناسایی کردند.

the vaccine was effective against multiple serotypes.

واکسن در برابر چندین سراتیپ موثر بود.

each serotype can cause different symptoms in patients.

هر سراتیپ می‌تواند علائم متفاوتی در بیماران ایجاد کند.

understanding the serotype distribution is crucial for epidemiology.

درک توزیع سراتیپ برای اپیدمیولوژی بسیار مهم است.

serotype classification helps in developing targeted treatments.

طبقه بندی سراتیپ به توسعه درمان های هدفمند کمک می کند.

new serotype variants have emerged in recent outbreaks.

گونه های جدید سراتیپ در شیوع اخیر ظاهر شده اند.

laboratories perform serotype testing to identify pathogens.

آزمایشگاه‌ها برای شناسایی عوامل بیماری زا، آزمایش سراتیپ انجام می‌دهند.

the serotype of the virus was determined through genetic analysis.

سراتیپ ویروس از طریق آنالیز ژنتیکی تعیین شد.

health officials monitor serotype changes in the population.

مقامات بهداشت تغییرات سراتیپ در جمعیت را رصد می کنند.

vaccination programs often target specific serotypes.

برنامه های واکسیناسیون اغلب بر روی سراتیپ های خاص هدف گذاری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید