serrulate

[ایالات متحده]/ˈsɛr.jʊ.leɪt/
[بریتانیا]/ˈsɜr.jə.leɪt/

ترجمه

adj. دارای دندانه‌های ریز یا لبه‌های مانند اره

عبارات و ترکیب‌ها

serrulate leaves

برگ‌های دنده‌دار

serrulate edges

لبه‌های دنده‌دار

serrulate margin

حاشیه دنده‌دار

serrulate teeth

دندانه‌های دندانه دار

serrulate surface

سطح دنده‌دار

serrulate pattern

الگوی دنده‌دار

serrulate structure

ساختار دنده‌دار

serrulate form

فرم دنده‌دار

serrulate outline

طرح دنده‌دار

serrulate texture

بافت دنده‌دار

جملات نمونه

the serrulate edges of the leaf help in identifying the species.

لبه‌های دنده‌دار برگ به شناسایی گونه کمک می‌کنند.

some insects have serrulate wings that aid in their flight.

برخی از حشرات دارای بال‌های دنده‌دار هستند که به پرواز آنها کمک می‌کند.

the serrulate texture of the fabric adds to its durability.

بافت دنده‌دار پارچه به دوام آن می‌افزاید.

botanists often describe leaf shapes as serrulate when they have small teeth.

گیاه‌شناسان اغلب شکل‌های برگ را دنده‌دار توصیف می‌کنند وقتی که دندانه‌های کوچکی دارند.

the serrulate pattern on the shell is unique to this species.

الگوی دنده‌دار روی صدف برای این گونه منحصر به فرد است.

we studied the serrulate characteristics of various plants.

ما ویژگی‌های دنده‌دار گیاهان مختلف را مطالعه کردیم.

the serrulate design of the tool provides better grip.

طراحی دنده‌دار ابزار، چنگش بهتری را فراهم می‌کند.

insects with serrulate bodies often camouflage effectively.

حشرات با بدن‌های دنده‌دار اغلب به طور موثر استتار می‌کنند.

her artwork features serrulate lines that create a dynamic effect.

هنر او دارای خطوط دنده‌دار است که جلوه‌ای پویا ایجاد می‌کند.

the serrulate structure of the coral is fascinating to marine biologists.

ساختار دنده‌دار مرجان برای زیست‌شناسان دریایی جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید