crenulate

[ایالات متحده]/ˈkrɛn.jʊ.leɪt/
[بریتانیا]/ˈkrɛn.jə.leɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای برآمدگی‌ها یا فرورفتگی‌های کوچک گرد

عبارات و ترکیب‌ها

crenulate edge

لبه دندانه‌دار

crenulate margin

حاشیه دندانه‌دار

crenulate leaf

برگ دندانه‌دار

crenulate surface

سطح دندانه‌دار

crenulate structure

ساختار دندانه‌دار

crenulate pattern

الگوی دندانه‌دار

crenulate form

فرم دندانه‌دار

crenulate outline

طرح دندانه‌دار

crenulate texture

بافت دندانه‌دار

crenulate design

طراحی دندانه‌دار

جملات نمونه

the leaves of the plant have a crenulate edge.

برگ‌های گیاه دارای لبه دنده‌دار هستند.

she admired the crenulate patterns on the seashell.

او به الگوهای دنده‌ای روی صدف خیره شد.

the crenulate design of the architecture caught everyone's attention.

طراحی دنده‌ای معماری توجه همه را جلب کرد.

in biology, crenulate structures can indicate certain species.

در زیست‌شناسی، ساختارهای دنده‌ای می‌توانند گونه‌های خاصی را نشان دهند.

the crenulate surface of the rock was fascinating to geologists.

سطح دنده‌ای سنگ برای زمین‌شناسان جذاب بود.

her artwork featured crenulate shapes and vibrant colors.

هنر او شامل اشکال دنده‌ای و رنگ‌های زنده بود.

the crenulate margin of the leaf helps in water retention.

حاشیه دنده‌ای برگ به حفظ آب کمک می‌کند.

some fish have crenulate fins that aid in swimming.

برخی از ماهی‌ها باله‌های دنده‌ای دارند که به شنا کردن کمک می‌کند.

the crenulate features of the fabric added texture to the dress.

ویژگی‌های دنده‌ای پارچه بافت را به لباس اضافه کرد.

in art, crenulate lines can create a sense of movement.

در هنر، خطوط دنده‌ای می‌توانند حسی از حرکت ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید