sesamoids

[ایالات متحده]/ˈsɛzəmɔɪd/
[بریتانیا]/ˈsɛzəˌmɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه به دانه کنجد; مربوط به استخوان سزاموئید
n. استخوان سزاموئید; غضروف دانه

عبارات و ترکیب‌ها

sesamoid bone

استخوان فساعتی

sesamoiditis pain

درد سزاموئیدیت

sesamoid fracture

شکستگی سزاموئید

sesamoid ligament

لیگامان سزاموئید

sesamoid muscles

عضلات سزاموئید

sesamoid structures

ساختارهای سزاموئید

sesamoid function

عملکرد سزاموئید

sesamoid anatomy

آناتومی سزاموئید

sesamoid location

محل قرارگیری سزاموئید

sesamoid assessment

ارزیابی سزاموئید

جملات نمونه

the sesamoid bones help reduce friction in the joints.

استخوان‌های سساموئید به کاهش اصطکاک در مفاصل کمک می‌کنند.

doctors often examine the sesamoid bones for injuries.

پزشکان اغلب برای بررسی آسیب‌دیدگی‌ها، استخوان‌های سساموئید را معاینه می‌کنند.

sesamoiditis is a common condition among athletes.

سساموئیدیت یک وضعیت شایع در بین ورزشکاران است.

injury to the sesamoid can cause significant pain.

آسیب به سساموئید می‌تواند باعث درد قابل توجهی شود.

he had a sesamoid bone removed during surgery.

او در حین عمل جراحی یک استخوان سساموئید برداشت.

understanding the role of sesamoid bones is important in orthopedics.

درک نقش استخوان‌های سساموئید در ارتوپدی مهم است.

sesamoid bones can vary in size and shape among individuals.

استخوان‌های سساموئید می‌توانند در اندازه و شکل در بین افراد متفاوت باشند.

physical therapy can help alleviate sesamoid pain.

فیزیوتراپی می‌تواند به تسکین درد سساموئید کمک کند.

she experienced discomfort in her sesamoid area while running.

او در حین دویدن دچار ناراحتی در ناحیه سساموئید خود شد.

sesamoid bones are small but play a crucial role in movement.

استخوان‌های سساموئید کوچک هستند اما نقش مهمی در حرکت ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید