sexinesses

[ایالات متحده]/'sekɪnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جذابیت یا جاذبه مرتبط با جنس؛ جذابیت جنسی

جملات نمونه

She exudes sexiness in every movement.

او در هر حرکت جذابیت جنسی از خود نشان می‌دهد.

His confidence adds to his sexiness.

اعتماد به نفس او به جذابیت جنسی‌اش می‌افزاید.

The dress accentuates her sexiness.

لباس جذابیت جنسی او را بیشتر نشان می‌دهد.

She has a natural sexiness that can't be ignored.

او جذابیت جنسی طبیعی‌ای دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

His charm and wit contribute to his sexiness.

جاذبه و هوش او به جذابیت جنسی‌اش کمک می‌کند.

She embraces her sexiness with confidence.

او با اعتماد به نفس جذابیت جنسی خود را در آغوش می‌گیرد.

The way she carries herself exudes sexiness.

نحوه راه رفتن او جذابیت جنسی از خود نشان می‌دهد.

His mysterious aura adds to his sexiness.

هاله اسرارآمیزش به جذابیت جنسی‌اش می‌افزاید.

She has a subtle sexiness that captivates everyone.

او جذابیت جنسی ظریفی دارد که همه را مجذوب خود می‌کند.

Confidence is key to exuding sexiness.

اعتماد به نفس کلید از خود نشان دادن جذابیت جنسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید