sexualities

[ایالات متحده]/sekʃʊ'ælətɪ/
[بریتانیا]/ˌsɛkʃu'æləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی‌های جنسی; رفتار جنسی; فعالیت جنسی; علاقه جنسی; توانایی جنسی.

جملات نمونه

sexuality exuded from him.

جنسیّت از او ساطع می‌شد.

sexuality may be a factor but it cannot be assumed a priori.

احتمالاً جنسیتی یک عامل است اما نمی‌توان آن را از پیش فرض کرد.

He couldn’t come to terms with his sexuality.

او نمی‌توانست با مسائل مربوط به هویت جنسی خود کنار بیاید.

Her overt sexuality shocked cinema audiences.

جنسیتی آشکار او مخاطبان سینما را شوکه کرد.

He’s completed his doctorate on Victorian sexuality.

او دکترای خود را در مورد هویت جنسی ویکتوریایی‌ها به پایان رسانده است.

Victorian women were rarely allowed to express their sexuality.

به زنان ویکتوریایی به ندرت اجازه داده می‌شد که هویت جنسی خود را بیان کنند.

people who will sublimate sexuality into activities which help to build up and preserve civilization.

افرادی که هویت جنسی خود را به فعالیت‌هایی که به ساختن و حفظ تمدن کمک می‌کنند، فرو می‌برند.

At the end, a darker path and two hollow balls of boxwood: several episodes of prepubescent sexuality occurred here.

در نهایت، مسیری تاریک‌تر و دو توپ توخالی از چوب‌باکس: چندین مورد از مسائل جنسی پیش از بلوغ در اینجا رخ داده است.

نمونه‌های واقعی

Are you implying that my girlfriend has no sexuality to exploit? Yes!

آیا دارید این را می‌بینید که دوست دختر من هیچ جنسیتی برای بهره‌برداری ندارد؟ بله!

منبع: The Big Bang Theory Season 6

Is there a way that women can own their sexuality without being sexualized?

آیا راهی وجود دارد که زنان بتوانند بدون اینکه مورد سوء استفاده جنسی قرار گیرند، از هویت جنسیتی خود صاحب شوند؟

منبع: Time

I just don't think a professional woman should have to flaunt her sexuality in order to get ahead.

من فقط فکر نمی‌کنم که یک زن حرفه‌ای نباید برای پیشرفت خود هویت جنسیتی خود را به نمایش بگذارد.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Yes, the only reason why they're charging her is because she owns her sexuality.

بله، تنها دلیلی که آنها به این دلیل به او اتهام می‌زنند این است که او از هویت جنسیتی خود صاحب شده است.

منبع: The Good Place Season 2

Since Freud, psychology has become obsessed with sexuality.

از زمان فروید، روانشناسی به هویت جنسیتی وسواس شده است.

منبع: English little tyrant

The sexualities depicted in the story are more diverse.

هویت‌های جنسیتی به تصویر کشیده شده در داستان متنوع‌تر هستند.

منبع: The Economist - Arts

Nowadays, teenagers take a more liberal attitude toward sexuality.

امروزه، نوجوانان نگرشی آزادتر نسبت به هویت جنسیتی دارند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

I don't see race or religion or sexuality.

من نژاد یا مذهب یا هویت جنسیتی نمی‌بینم.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2015 Collection

Mr. Hunt said a Labor government would encourage gay and lesbian teachers to declare their sexuality openly in classrooms.

آقای هانت گفت که یک دولت کارگری از معلمان همجنس‌گرا و لزبین حمایت می‌کند تا هویت جنسیتی خود را به طور آشکار در کلاس درس اعلام کنند.

منبع: BBC Listening February 2015 Collection

No. It's just...I mean, obviously, your sexuality is really important.

نه. فقط...منظورم این است که بدیهی است، هویت جنسیتی شما واقعاً مهم است.

منبع: Deadly Women

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید