shadowiness

[ایالات متحده]/ˈʃædəʊɪnəs/
[بریتانیا]/ˈʃædoʊɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت تاریکی یا داشتن سایه‌ها؛ وضعیت کم‌نور یا مبهم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

shadowiness effect

اثر سایه‌رویی

shadowiness play

بازی سایه‌رویی

shadowiness depth

عمق سایه‌رویی

shadowiness contrast

کنتراست سایه‌رویی

shadowiness tone

لحن سایه‌رویی

shadowiness quality

کیفیت سایه‌رویی

shadowiness atmosphere

فضای سایه‌رویی

shadowiness illusion

توهم سایه‌رویی

shadowiness nuance

ظرافت سایه‌رویی

shadowiness theme

موضوع سایه‌رویی

جملات نمونه

the shadowiness of the forest made it feel mysterious.

تاریکی و سایه‌دار بودن جنگل باعث می‌شد احساس رمز و راز کند.

in the shadowiness, i could barely see anything.

در میان تاریکی و سایه‌ها، من تقریباً نمی‌توانستم چیزی ببینم.

the artist captured the shadowiness of the night beautifully.

هنرمند به زیبایی، تاریکی و سایه‌دار بودن شب را به تصویر کشید.

there was a certain shadowiness to his motives.

در انگیزه‌های او، یک نوع تاریکی و سایه‌دار بودن وجود داشت.

she preferred the shadowiness of the room for her painting.

او ترجیح می‌داد برای نقاشی‌اش از تاریکی و سایه‌دار بودن اتاق استفاده کند.

the shadowiness of the cave added to its allure.

تاریکی و سایه‌دار بودن غار به جذابیت آن افزود.

they walked through the shadowiness of the alley.

آنها از میان تاریکی و سایه‌های کوچه عبور کردند.

his shadowiness during the meeting raised suspicions.

تاریکی و سایه‌دار بودن او در طول جلسه، باعث ایجاد شک و تردید شد.

the shadowiness of the landscape created a somber mood.

تاریکی و سایه‌دار بودن منظره، حال و هوای غمگینی ایجاد کرد.

there’s a beauty in the shadowiness of twilight.

در تاریکی و سایه‌دار بودن هنگام غروب خورشید، زیبایی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید