shafted deal
معاملهٔ فریبکارانه
shafted again
دوباره فریب خورده
shafted worker
کارگر فریب خورده
shafted opportunity
فرصت فریبکارانه
shafted rights
حقوق فریب خورده
shafted system
سیستم فریبکارانه
shafted player
بازیکن فریب خورده
shafted contract
قرارداد فریبکارانه
shafted client
مشتری فریب خورده
he felt shafted by his boss after the promotion went to someone else.
او احساس کرد که پس از رفتن ترفیع به شخص دیگری، توسط رئیسش مورد تبعیض قرار گرفته است.
many employees believe they were shafted during the layoffs.
بسیاری از کارمندان معتقدند که در هنگام تعدیل نیروها مورد تبعیض قرار گرفته اند.
she was shafted out of her commission because of a technicality.
به دلیل یک ایراد فنی، حق کمیسیون او از او گرفته شد.
he really felt shafted when he found out the truth.
وقتی حقیقت را فهمید، واقعاً احساس کرد که مورد تبعیض قرار گرفته است.
they shafted him by not including him in the project.
آنها با وارد نکردن او در پروژه، او را مورد تبعیض قرار دادند.
after the deal fell through, she felt completely shafted.
پس از اینکه معامله شکست خورد، او احساس کرد که کاملاً مورد تبعیض قرار گرفته است.
he was shafted by the system when he applied for benefits.
وقتی برای دریافت مزایا اقدام کرد، او توسط سیستم مورد تبعیض قرار گرفت.
many fans felt shafted by the concert's last-minute cancellation.
بسیاری از طرفداران از لغو کنسرت در دقیقه آخر احساس نارضایتی کردند.
she realized she had been shafted after reviewing the contract.
پس از بررسی قرارداد متوجه شد که مورد تبعیض قرار گرفته است.
the team felt shafted when they were disqualified unfairly.
تیم احساس کرد که پس از حذف ناعادلانه مورد تبعیض قرار گرفته است.
shafted deal
معاملهٔ فریبکارانه
shafted again
دوباره فریب خورده
shafted worker
کارگر فریب خورده
shafted opportunity
فرصت فریبکارانه
shafted rights
حقوق فریب خورده
shafted system
سیستم فریبکارانه
shafted player
بازیکن فریب خورده
shafted contract
قرارداد فریبکارانه
shafted client
مشتری فریب خورده
he felt shafted by his boss after the promotion went to someone else.
او احساس کرد که پس از رفتن ترفیع به شخص دیگری، توسط رئیسش مورد تبعیض قرار گرفته است.
many employees believe they were shafted during the layoffs.
بسیاری از کارمندان معتقدند که در هنگام تعدیل نیروها مورد تبعیض قرار گرفته اند.
she was shafted out of her commission because of a technicality.
به دلیل یک ایراد فنی، حق کمیسیون او از او گرفته شد.
he really felt shafted when he found out the truth.
وقتی حقیقت را فهمید، واقعاً احساس کرد که مورد تبعیض قرار گرفته است.
they shafted him by not including him in the project.
آنها با وارد نکردن او در پروژه، او را مورد تبعیض قرار دادند.
after the deal fell through, she felt completely shafted.
پس از اینکه معامله شکست خورد، او احساس کرد که کاملاً مورد تبعیض قرار گرفته است.
he was shafted by the system when he applied for benefits.
وقتی برای دریافت مزایا اقدام کرد، او توسط سیستم مورد تبعیض قرار گرفت.
many fans felt shafted by the concert's last-minute cancellation.
بسیاری از طرفداران از لغو کنسرت در دقیقه آخر احساس نارضایتی کردند.
she realized she had been shafted after reviewing the contract.
پس از بررسی قرارداد متوجه شد که مورد تبعیض قرار گرفته است.
the team felt shafted when they were disqualified unfairly.
تیم احساس کرد که پس از حذف ناعادلانه مورد تبعیض قرار گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید