shammed trust
اعتماد کاذب
shammed identity
هویت جعلی
shammed love
عشق دروغین
shammed support
حمایت جعلی
shammed friendship
دوستی دروغین
shammed loyalty
وفاداری جعلی
shammed happiness
خوشبختی دروغین
shammed success
موفقیت جعلی
shammed knowledge
دانش جعلی
shammed confidence
اعتماد به نفس جعلی
he shammed illness to avoid going to work.
او برای اجتناب از رفتن به سر کار، بیماری خود را جعل کرد.
she shammed her way through the interview.
او با جعل و تظاهر، مصاحبه را پشت سر گذاشت.
they shammed their excitement during the surprise party.
آنها در طول مهمانی غافلگیری، هیجان خود را جعل کردند.
he shammed confidence while presenting his project.
او در حالی که پروژه خود را ارائه می داد، اعتماد به نفس خود را جعل کرد.
she shammed her friendship to gain popularity.
او برای به دست آوردن محبوبیت، دوستی خود را جعل کرد.
the actor shammed his emotions during the scene.
بازیگر، احساسات خود را در طول صحنه جعل کرد.
he shammed his knowledge about the topic.
او دانش خود در مورد موضوع را جعل کرد.
they shammed interest in the discussion.
آنها علاقه خود را به بحث جعل کردند.
she shammed her skills to impress the judges.
او برای تحت تاثیر قرار دادن داوران، مهارت های خود را جعل کرد.
he shammed his way into the vip section.
او با جعل و تظاهر، وارد بخش ویژه شد.
shammed trust
اعتماد کاذب
shammed identity
هویت جعلی
shammed love
عشق دروغین
shammed support
حمایت جعلی
shammed friendship
دوستی دروغین
shammed loyalty
وفاداری جعلی
shammed happiness
خوشبختی دروغین
shammed success
موفقیت جعلی
shammed knowledge
دانش جعلی
shammed confidence
اعتماد به نفس جعلی
he shammed illness to avoid going to work.
او برای اجتناب از رفتن به سر کار، بیماری خود را جعل کرد.
she shammed her way through the interview.
او با جعل و تظاهر، مصاحبه را پشت سر گذاشت.
they shammed their excitement during the surprise party.
آنها در طول مهمانی غافلگیری، هیجان خود را جعل کردند.
he shammed confidence while presenting his project.
او در حالی که پروژه خود را ارائه می داد، اعتماد به نفس خود را جعل کرد.
she shammed her friendship to gain popularity.
او برای به دست آوردن محبوبیت، دوستی خود را جعل کرد.
the actor shammed his emotions during the scene.
بازیگر، احساسات خود را در طول صحنه جعل کرد.
he shammed his knowledge about the topic.
او دانش خود در مورد موضوع را جعل کرد.
they shammed interest in the discussion.
آنها علاقه خود را به بحث جعل کردند.
she shammed her skills to impress the judges.
او برای تحت تاثیر قرار دادن داوران، مهارت های خود را جعل کرد.
he shammed his way into the vip section.
او با جعل و تظاهر، وارد بخش ویژه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید