shammed

[ایالات متحده]/ʃæmd/
[بریتانیا]/ʃæmd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مفعولی از sham

عبارات و ترکیب‌ها

shammed trust

اعتماد کاذب

shammed identity

هویت جعلی

shammed love

عشق دروغین

shammed support

حمایت جعلی

shammed friendship

دوستی دروغین

shammed loyalty

وفاداری جعلی

shammed happiness

خوشبختی دروغین

shammed success

موفقیت جعلی

shammed knowledge

دانش جعلی

shammed confidence

اعتماد به نفس جعلی

جملات نمونه

he shammed illness to avoid going to work.

او برای اجتناب از رفتن به سر کار، بیماری خود را جعل کرد.

she shammed her way through the interview.

او با جعل و تظاهر، مصاحبه را پشت سر گذاشت.

they shammed their excitement during the surprise party.

آنها در طول مهمانی غافلگیری، هیجان خود را جعل کردند.

he shammed confidence while presenting his project.

او در حالی که پروژه خود را ارائه می داد، اعتماد به نفس خود را جعل کرد.

she shammed her friendship to gain popularity.

او برای به دست آوردن محبوبیت، دوستی خود را جعل کرد.

the actor shammed his emotions during the scene.

بازیگر، احساسات خود را در طول صحنه جعل کرد.

he shammed his knowledge about the topic.

او دانش خود در مورد موضوع را جعل کرد.

they shammed interest in the discussion.

آنها علاقه خود را به بحث جعل کردند.

she shammed her skills to impress the judges.

او برای تحت تاثیر قرار دادن داوران، مهارت های خود را جعل کرد.

he shammed his way into the vip section.

او با جعل و تظاهر، وارد بخش ویژه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید