sharpie

[ایالات متحده]/ˈʃɑːpi/
[بریتانیا]/ˈʃɑrpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی حیله‌گر یا باهوش؛ فریبکار؛ فردی شیک یا مد روز؛ یک قایق با دکل تکی، مثلثی، با بدنه تخت.
Word Forms
جمعsharpies

عبارات و ترکیب‌ها

sharpie marker

ماژیک شارپی

sharpie pen

خودروی شارپی

sharpie art

هنر شارپی

sharpie color

رنگ شارپی

sharpie design

طراحی شارپی

sharpie sketch

طرح شارپی

sharpie doodle

نقاشی شارپی

sharpie project

پروژه شارپی

sharpie label

برچسب شارپی

sharpie write

نوشتن با شارپی

جملات نمونه

i used a sharpie to label the boxes.

من از ماژیک برای برچسب‌گذاری جعبه‌ها استفاده کردم.

she drew a beautiful picture with a sharpie.

او یک نقاشی زیبا با ماژیک کشید.

make sure to keep the sharpie cap on when not in use.

مطمئن شوید که درب ماژیک را در هنگام عدم استفاده روی آن قرار دهید.

the sharpie ink dries quickly on paper.

جوهر ماژیک به سرعت روی کاغذ خشک می‌شود.

he signed the poster with a black sharpie.

او پوستر را با یک ماژیک سیاه امضا کرد.

we can use a sharpie to write on the whiteboard.

ما می‌توانیم از ماژیک برای نوشتن روی تخته سفید استفاده کنیم.

the sharpie is perfect for crafting projects.

ماژیک برای پروژه‌های دستی عالی است.

she always carries a sharpie in her bag.

او همیشه یک ماژیک در کیف خود حمل می‌کند.

he marked the important dates with a sharpie.

او تاریخ‌های مهم را با ماژیک علامت‌گذاری کرد.

using a sharpie can help you organize your notes.

استفاده از ماژیک می‌تواند به شما در سازماندهی یادداشت‌هایتان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید