sharpies everywhere
مدادهای تیز قلم در همه جا
using sharpies
استفاده از مدادهای تیز قلم
sharpie marks
علامتهای مداد تیز قلم
grab sharpies
مدادهای تیز قلم را بگیر
sharpies now
مدادهای تیز قلم اکنون
with sharpies
با مدادهای تیز قلم
sharpie pen
قلم مداد تیز قلم
sharpies out
مدادهای تیز قلم بیرون
got sharpies
مدادهای تیز قلم را دارم
sharpie colors
رنگهای مداد تیز قلم
i used sharpies to color the intricate details of my drawing.
من از مدادهای شارپی برای رنگ کردن جزئیات پیچیده کشیدنی ام استفاده کردم.
the artist's sharpies were a vibrant mix of blues and greens.
مدادهای شارپی هنرمند مخلوطی زنده از رنگهای آبی و سبز بود.
he marked the inventory with permanent sharpies on the boxes.
او با مدادهای شارپی دائمی روی جعبهها لیست موجودی را علامت گذاری کرد.
she signed the poster with bold, black sharpies.
او با مدادهای شارپی سیاه و ضخیم روی پوستر امضا کرد.
the kids decorated pumpkins with colorful sharpies for halloween.
کودکان با مدادهای شارپی رنگارنگ گوجههای را برای هالووین زیبایی بخشیدند.
i need a fine-tipped sharpie for detailed lettering.
من یک مداد شارپی با نوک نازک برای نوشتن جزئیات نیاز دارم.
he quickly sketched ideas using a black sharpie and a notepad.
او به سرعت ایدهها را با یک مداد شارپی سیاه و یک دفترچه یادداشت کشید.
the graffiti artist used multiple sharpies to create the mural.
هنرمند گرافیتی از چند مداد شارپی برای ایجاد یک دیواری استفاده کرد.
keep the sharpies away from young children to prevent marking walls.
مدادهای شارپی را از دسترس کودکان کوچک دور کنید تا از علامت گذاری دیوار جلوگیری شود.
i bought a pack of sharpies in various colors for my art project.
من یک بسته از مدادهای شارپی با رنگهای مختلف برای پروژه هنری من خریداری کردم.
the teacher used sharpies to grade the students' papers.
معلم از مدادهای شارپی برای ارزیابی کارهای دانش آموزان استفاده کرد.
sharpies everywhere
مدادهای تیز قلم در همه جا
using sharpies
استفاده از مدادهای تیز قلم
sharpie marks
علامتهای مداد تیز قلم
grab sharpies
مدادهای تیز قلم را بگیر
sharpies now
مدادهای تیز قلم اکنون
with sharpies
با مدادهای تیز قلم
sharpie pen
قلم مداد تیز قلم
sharpies out
مدادهای تیز قلم بیرون
got sharpies
مدادهای تیز قلم را دارم
sharpie colors
رنگهای مداد تیز قلم
i used sharpies to color the intricate details of my drawing.
من از مدادهای شارپی برای رنگ کردن جزئیات پیچیده کشیدنی ام استفاده کردم.
the artist's sharpies were a vibrant mix of blues and greens.
مدادهای شارپی هنرمند مخلوطی زنده از رنگهای آبی و سبز بود.
he marked the inventory with permanent sharpies on the boxes.
او با مدادهای شارپی دائمی روی جعبهها لیست موجودی را علامت گذاری کرد.
she signed the poster with bold, black sharpies.
او با مدادهای شارپی سیاه و ضخیم روی پوستر امضا کرد.
the kids decorated pumpkins with colorful sharpies for halloween.
کودکان با مدادهای شارپی رنگارنگ گوجههای را برای هالووین زیبایی بخشیدند.
i need a fine-tipped sharpie for detailed lettering.
من یک مداد شارپی با نوک نازک برای نوشتن جزئیات نیاز دارم.
he quickly sketched ideas using a black sharpie and a notepad.
او به سرعت ایدهها را با یک مداد شارپی سیاه و یک دفترچه یادداشت کشید.
the graffiti artist used multiple sharpies to create the mural.
هنرمند گرافیتی از چند مداد شارپی برای ایجاد یک دیواری استفاده کرد.
keep the sharpies away from young children to prevent marking walls.
مدادهای شارپی را از دسترس کودکان کوچک دور کنید تا از علامت گذاری دیوار جلوگیری شود.
i bought a pack of sharpies in various colors for my art project.
من یک بسته از مدادهای شارپی با رنگهای مختلف برای پروژه هنری من خریداری کردم.
the teacher used sharpies to grade the students' papers.
معلم از مدادهای شارپی برای ارزیابی کارهای دانش آموزان استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید