sheepmen

[ایالات متحده]/ˈʃiːpmən/
[بریتانیا]/ˈʃipˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دامدار گوسفند

عبارات و ترکیب‌ها

sheepman leader

رهبر مرد گوسفند

sheepman skills

مهارت‌های مرد گوسفند

sheepman duties

وظایف مرد گوسفند

sheepman lifestyle

سبک زندگی مرد گوسفند

sheepman community

جامعه مرد گوسفند

sheepman training

آموزش مرد گوسفند

sheepman profession

حرفه مرد گوسفند

sheepman experience

تجربه مرد گوسفند

sheepman tools

ابزارهای مرد گوسفند

sheepman network

شبکه مرد گوسفند

جملات نمونه

he works as a sheepman in the mountains.

او به عنوان چوپان در کوه‌ها کار می‌کند.

the sheepman knows how to handle his flock.

چوپان می‌داند چگونه گله خود را کنترل کند.

every sheepman needs good herding dogs.

هر چوپانی به سگ‌های چوپانی خوب نیاز دارد.

the sheepman spends long hours in the field.

چوپان ساعت‌های طولانی را در مزرعه می‌گذراند.

a skilled sheepman can increase wool production.

یک چوپان ماهر می‌تواند تولید پشم را افزایش دهد.

the sheepman taught his son the art of shepherding.

چوپان هنر شبانی را به پسرش آموزش داد.

being a sheepman requires patience and dedication.

چوپانی نیاز به صبر و تعهد دارد.

the sheepman's livelihood depends on the weather.

معیشت چوپان به آب و هوا بستگی دارد.

sheepmen often gather for annual fairs.

چوپان‌ها اغلب برای نمایشگاه‌های سالانه گرد هم می‌آیند.

the sheepman has a deep understanding of animal behavior.

چوپان درک عمیقی از رفتار حیوانات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید