shelly

[ایالات متحده]/'ʃɛli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوسته‌دار یا شبیه به پوسته، دارای پوسته، متشکل از پوسته‌ها

جملات نمونه

Shelly was still living when Keats died.

شلِی هنوز زنده بود وقتی که کیتس درگذشت.

As a consequence of being in hospital, Shelly decided that she wanted to become a nurse.

به دلیل بستری بودن در بیمارستان، شلی تصمیم گرفت پرستار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید