shindigs

[ایالات متحده]/ˈʃɪn.dɪɡz/
[بریتانیا]/ˈʃɪn.dɪɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهمانی‌های وحشی؛ رقص‌ها؛ اختلالات پر سر و صدا؛ آشفتگی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

big shindigs

جشن‌های بزرگ

party shindigs

جشن‌های مهمانی

casual shindigs

جشن‌های غیررسمی

family shindigs

جشن‌های خانوادگی

holiday shindigs

جشن‌های تعطیلات

fun shindigs

جشن‌های سرگرم‌کننده

local shindigs

جشن‌های محلی

outdoor shindigs

جشن‌های فضای باز

school shindigs

جشن‌های مدرسه

surprise shindigs

جشن‌های غافلگیری

جملات نمونه

we are throwing a few shindigs this summer.

ما در حال برگزاری چند جشن تابستانی هستیم.

everyone loves to attend holiday shindigs.

همه عاشق شرکت در جشن‌های تعطیلات هستند.

she organized shindigs for her friends every month.

او هر ماه جشن‌هایی برای دوستانش ترتیب داد.

they always have the best shindigs in town.

آنها همیشه بهترین جشن‌ها را در شهر برگزار می‌کنند.

shindigs can be a great way to meet new people.

جشن‌ها می‌توانند راهی عالی برای ملاقات با افراد جدید باشند.

we need to plan some fun shindigs for the weekend.

ما باید چند جشن سرگرم کننده برای آخر هفته برنامه ریزی کنیم.

shindigs often bring together family and friends.

جشن‌ها اغلب خانواده و دوستان را دور هم جمع می‌کنند.

he loves hosting shindigs at his place.

او عاشق برگزاری جشن‌ها در خانه خود است.

shindigs can range from casual get-togethers to formal events.

جشن‌ها می‌توانند از دورهمی‌های غیررسمی تا رویدادهای رسمی متغیر باشند.

don't forget to invite everyone to the shindig!

یاد داشته باشید همه را به جشن دعوت کنید!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید