shipways

[ایالات متحده]/ˈʃɪpweɪ/
[بریتانیا]/ˈʃɪpweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سکوی برای ساخت یا راه اندازی کشتی ها؛ راه هایی که کشتی ها بر روی آن راه اندازی می شوند

عبارات و ترکیب‌ها

main shipway

راه اصلی کشتی

navigable shipway

مسیر کشتی قابل کشتیرانی

shipway construction

ساخت و ساز مسیر کشتی

shipway design

طراحی مسیر کشتی

shipway maintenance

نگهداری مسیر کشتی

shipway access

دسترسی به مسیر کشتی

shipway channel

کانال مسیر کشتی

shipway system

سیستم مسیر کشتی

shipway traffic

ترافیک مسیر کشتی

shipway route

مسیر مسیر کشتی

جملات نمونه

the shipway was busy with vessels being built.

Shipway مملو از کشتی‌هایی بود که در حال ساخت بودند.

they decided to upgrade the shipway for better efficiency.

آنها تصمیم گرفتند Shipway را برای افزایش بهره‌وری ارتقا دهند.

the shipway is essential for the local economy.

Shipway برای اقتصاد محلی ضروری است.

workers at the shipway are skilled craftsmen.

کارگران Shipway صنعتگرانی ماهر هستند.

new technologies are being implemented in the shipway.

فناوری‌های جدید در Shipway در حال اجرا هستند.

the shipway was flooded due to heavy rain.

Shipway به دلیل باران شدید دچار سیل شد.

we need to inspect the shipway for any damages.

ما باید Shipway را برای هرگونه آسیب بررسی کنیم.

construction on the shipway is ahead of schedule.

ساخت و ساز در Shipway جلوتر از برنامه است.

the shipway accommodates various types of ships.

Shipway انواع مختلف کشتی‌ها را در خود جای داده است.

visiting the shipway gives insight into maritime industry.

بازدید از Shipway بینشی در مورد صنعت دریایی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید