shlimazel

[ایالات متحده]/ʃlɪˈmɑːzəl/
[بریتانیا]/ʃlɪˈmɑːzəl/

ترجمه

n. فردی که به طور مزمن بدشانس است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shlimazel luck

شانس شلیمازل

shlimazel story

داستان شلیمازل

shlimazel life

زندگی شلیمازل

shlimazel moment

لحظه شلیمازل

shlimazel friend

دوست شلیمازل

shlimazel situation

وضعیت شلیمازل

shlimazel tale

قصه‌ی شلیمازل

shlimazel fate

سرنوشت شلیمازل

shlimazel experience

تجربه شلیمازل

shlimazel character

شخصیت شلیمازل

جملات نمونه

he's such a shlimazel; he always misses the bus.

او مرد شلیمازل است؛ او همیشه اتوبوس را از دست می‌دهد.

every time she tries to cook, something goes wrong; she's a real shlimazel.

هر بار که او سعی می‌کند آشپزی کند، مشکلی پیش می‌آید؛ او واقعاً یک شلیمازل است.

he lost his wallet again; what a shlimazel!

او کیف پولش را دوباره گم کرد؛ چه شلیمازلی!

my friend is a shlimazel; he always spills coffee on his shirt.

دوست من یک شلیمازل است؛ او همیشه روی پیراهنش قهوه می‌ریزد.

being a shlimazel, he missed out on the job opportunity.

با وجود اینکه یک شلیمازل بود، از فرصت شغلی جا ماند.

she broke her phone again; she's such a shlimazel.

او دوباره گوشی‌اش را شکست؛ او چنین شلیمازلی است.

every time he plays the lottery, he loses; what a shlimazel!

هر بار که او لاتاری بازی می‌کند، می‌بازد؛ چه شلیمازلی!

he's a shlimazel when it comes to fixing things around the house.

وقتی صحبت از تعمیر وسایل در خانه می‌شود، او یک شلیمازل است.

she always gets caught in the rain without an umbrella; she's a shlimazel.

او همیشه بدون چتر در باران گیر می‌کند؛ او یک شلیمازل است.

he tripped and fell right before the finish line; what a shlimazel!

او درست قبل از خط پایان زمین خورد و افتاد؛ چه شلیمازلی!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید