shnook it
شُنک آن
big shnook
شُنک بزرگ
shnook around
شُنک در اطراف
shnook off
شُنک خاموش
little shnook
شُنک کوچک
shnook face
چهره شُنک
shnook job
شُنک شغل
shnook out
شُنک بیرون
shnook story
داستان شُنک
shnook style
سبک شُنک
don't be such a shnook and let others take advantage of you.
اینقدر سادهلوح نباشید و اجازه ندهید دیگران از شما سوء استفاده کنند.
he acted like a shnook when he believed every word she said.
وقتی همه حرفهای او را باور کرد، مثل یک سادهلوح رفتار کرد.
she called him a shnook for falling for that old trick.
به خاطر فریب خوردن در آن ترفند قدیمی، او را اسم شلوخ صدا کرد.
stop being a shnook and stand up for yourself.
دیگر سادهلوح نباشید و از خودتان دفاع کنید.
everyone knows you're a shnook for trusting him again.
همه میدانند که به خاطر اعتماد کردن به او دوباره یک سادهلوح هستید.
he felt like a shnook after realizing he was fooled.
بعد از اینکه متوجه شد فریب خورده، احساس کرد یک سادهلوح است.
being a shnook in business can lead to serious losses.
سادهلوح بودن در کسب و کار میتواند منجر به ضررهای جدی شود.
she warned him not to be a shnook with his money.
به او هشدار داد که با پولش سادهلوح نباشد.
he was such a shnook to believe that everything would be fine.
او آنقدر سادهلوح بود که فکر میکرد همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
don't be a shnook; always read the fine print.
سادهلوح نباشید؛ همیشه حروف ریزهنویس را بخوانید.
shnook it
شُنک آن
big shnook
شُنک بزرگ
shnook around
شُنک در اطراف
shnook off
شُنک خاموش
little shnook
شُنک کوچک
shnook face
چهره شُنک
shnook job
شُنک شغل
shnook out
شُنک بیرون
shnook story
داستان شُنک
shnook style
سبک شُنک
don't be such a shnook and let others take advantage of you.
اینقدر سادهلوح نباشید و اجازه ندهید دیگران از شما سوء استفاده کنند.
he acted like a shnook when he believed every word she said.
وقتی همه حرفهای او را باور کرد، مثل یک سادهلوح رفتار کرد.
she called him a shnook for falling for that old trick.
به خاطر فریب خوردن در آن ترفند قدیمی، او را اسم شلوخ صدا کرد.
stop being a shnook and stand up for yourself.
دیگر سادهلوح نباشید و از خودتان دفاع کنید.
everyone knows you're a shnook for trusting him again.
همه میدانند که به خاطر اعتماد کردن به او دوباره یک سادهلوح هستید.
he felt like a shnook after realizing he was fooled.
بعد از اینکه متوجه شد فریب خورده، احساس کرد یک سادهلوح است.
being a shnook in business can lead to serious losses.
سادهلوح بودن در کسب و کار میتواند منجر به ضررهای جدی شود.
she warned him not to be a shnook with his money.
به او هشدار داد که با پولش سادهلوح نباشد.
he was such a shnook to believe that everything would be fine.
او آنقدر سادهلوح بود که فکر میکرد همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
don't be a shnook; always read the fine print.
سادهلوح نباشید؛ همیشه حروف ریزهنویس را بخوانید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید