shnooks are great
شونکس عالی هستند
funny shnooks story
داستان خندهدار شونکس
shnooks for everyone
شونکس برای همه
shnooks in town
شونکس در شهر
shnooks are here
شونکس اینجا هستند
shnooks and giggles
شونکس و خنده
shnooks all around
شونکس در همه جا
shnooks on sale
شونکس در حراجی
shnooks for fun
شونکس برای سرگرمی
shnooks in action
شونکس در حال عمل
don't be such a shnook; stand up for yourself!
اینقدر احمق نباشید؛ از خودتان دفاع کنید!
he acted like a shnook when he believed every word she said.
وقتی همه حرفهای او را باور کرد، مثل یک احمق رفتار کرد.
she called him a shnook for falling for the scam.
او او را به خاطر فریب خوردن در این کلاهبرداری، احمق خطاب کرد.
stop being a shnook and think things through.
دیگر مثل احمقها رفتار نکنید و خوب فکر کنید.
he was such a shnook to lend her money without a contract.
اینقدر احمق بود که بدون قرارداد به او پول داد.
she always calls him a shnook when he forgets their plans.
وقتی او برنامههایشان را فراموش میکند، او همیشه او را احمق خطاب میکند.
being a shnook can sometimes lead to unexpected lessons.
گاهی اوقات احمق بودن میتواند منجر به درسهای غیرمنتظره شود.
he realized too late that he was being a shnook.
او خیلی دیر متوجه شد که دارد مثل یک احمق رفتار میکند.
she warned him not to be a shnook in business deals.
او به او هشدار داد که در معاملات تجاری مثل یک احمق رفتار نکند.
everyone knows he's a shnook for trusting strangers too easily.
همه میدانند که او به راحتی به غریبهها اعتماد میکند و یک احمق است.
shnooks are great
شونکس عالی هستند
funny shnooks story
داستان خندهدار شونکس
shnooks for everyone
شونکس برای همه
shnooks in town
شونکس در شهر
shnooks are here
شونکس اینجا هستند
shnooks and giggles
شونکس و خنده
shnooks all around
شونکس در همه جا
shnooks on sale
شونکس در حراجی
shnooks for fun
شونکس برای سرگرمی
shnooks in action
شونکس در حال عمل
don't be such a shnook; stand up for yourself!
اینقدر احمق نباشید؛ از خودتان دفاع کنید!
he acted like a shnook when he believed every word she said.
وقتی همه حرفهای او را باور کرد، مثل یک احمق رفتار کرد.
she called him a shnook for falling for the scam.
او او را به خاطر فریب خوردن در این کلاهبرداری، احمق خطاب کرد.
stop being a shnook and think things through.
دیگر مثل احمقها رفتار نکنید و خوب فکر کنید.
he was such a shnook to lend her money without a contract.
اینقدر احمق بود که بدون قرارداد به او پول داد.
she always calls him a shnook when he forgets their plans.
وقتی او برنامههایشان را فراموش میکند، او همیشه او را احمق خطاب میکند.
being a shnook can sometimes lead to unexpected lessons.
گاهی اوقات احمق بودن میتواند منجر به درسهای غیرمنتظره شود.
he realized too late that he was being a shnook.
او خیلی دیر متوجه شد که دارد مثل یک احمق رفتار میکند.
she warned him not to be a shnook in business deals.
او به او هشدار داد که در معاملات تجاری مثل یک احمق رفتار نکند.
everyone knows he's a shnook for trusting strangers too easily.
همه میدانند که او به راحتی به غریبهها اعتماد میکند و یک احمق است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید