shod

[ایالات متحده]/ʃɒd/
[بریتانیا]/ʃɑd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیدن کفش؛ مجهز به نعل اسب.

عبارات و ترکیب‌ها

well-shod

خوش‌سیما

جملات نمونه

his large feet were shod in trainers.

پاهای بزرگ او با کفش‌های ورزشی پوشیده شده بودند.

It's best for children's feet to be shod with real leather.

بهتر است پای کودکان با چرم طبیعی پوشانده شود.

the four wooden baulks were each shod with heavy iron heads.

چهار تیر چوبی بودند که سرشان با سر آهن سنگین پوشیده شده بود.

All the horses must be shod with new horseshoes for the show.

همه اسب‌ها باید با زانوان اسب جدید کفشک شوند تا در نمایش شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید