shogun

[ایالات متحده]/'ʃəʊgʊn/
[بریتانیا]/'ʃoɡən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمانده نظامی در ژاپن فئودالی، رهبر یک شوگون‌سالاری.
Word Forms
جمعshoguns

جملات نمونه

To tie the alliance between the two countries, the victorious shogun, Alexid Deke Adars, was forced into a political marriage with Castoria's sixth imperial princess, Justinia.

برای تقویت اتحاد بین دو کشور، شوگان پیروزمند، الکسید دک آدارس، مجبور به ازدواج سیاسی با ژستینیا، شاهزاده خانم امپراتوری ششم کاستوریا شد.

The shogun ruled Japan during the feudal period.

شوگان در طول دوره فئودال بر ژاپن حکومت کرد.

The shogun was a powerful military dictator in Japan.

شوگان یک دیکتاتور نظامی قدرتمند در ژاپن بود.

The shogun's authority was absolute in feudal Japan.

قدرت شوگان در ژاپن فئودال مطلق بود.

The shogun's palace was heavily guarded.

کاخ شوگان به شدت محافظت می شد.

The shogun's samurai were loyal warriors.

سامورایی های شوگان جنگجویان وفاداری بودند.

The shogun's reign marked a period of stability in Japan.

حکمرانی شوگان دوره‌ای از ثبات را در ژاپن رقم زد.

The shogun's decisions influenced the entire country.

تصمیمات شوگان بر کل کشور تأثیر گذاشت.

The shogun's court was filled with intrigue and politics.

درخواست شوگان مملو از دسیسه و سیاست بود.

The shogun's rule came to an end with the Meiji Restoration.

حکومت شوگان با بازسازی میجی به پایان رسید.

The shogun's role was central to the feudal system in Japan.

نقش شوگان در سیستم فئودال در ژاپن بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید