shoofly

[ایالات متحده]/ˈʃuːflaɪ/
[بریتانیا]/ˈʃuːflaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب چرخان; نوعی پای
Word Forms
جمعshooflies

عبارات و ترکیب‌ها

shoofly pie

شوفلی پای

shoofly dance

رقص شوفلی

shoofly trap

تله شوفلی

shoofly song

آهنگ شوفلی

shoofly game

بازی شوفلی

shoofly bug

حشره شوفلی

shoofly board

صفحه بازی شوفلی

shoofly market

بازار شوفلی

shoofly festival

جشنواره شوفلی

shoofly music

موسیقی شوفلی

جملات نمونه

he used a shoofly to keep the flies away from the picnic.

او از یک شووفلی برای دور نگه داشتن مگس‌ها از پیک‌نیک استفاده کرد.

the shoofly pie is a famous dessert from pennsylvania.

شویفلی پای یک دسر معروف از پنسیلوانیا است.

she painted a shoofly pattern on the wall.

او یک طرح شووفلی روی دیوار نقاشی کرد.

during the summer, i always carry a shoofly in my bag.

در طول تابستان، من همیشه یک شووفلی در کیفم حمل می‌کنم.

he enjoyed making shoofly pie for family gatherings.

او از درست کردن پای شویفلی برای دورهمی‌های خانوادگی لذت برد.

the shoofly design is popular in folk art.

طرح شویفلی در هنر محلی محبوب است.

she learned how to bake a traditional shoofly pie.

او یاد گرفت که چگونه یک پای شویفلی سنتی بپزد.

we set up a shoofly trap to catch the insects.

ما یک تله شویفلی برای به دام انداختن حشرات درست کردیم.

the shoofly dance is a fun activity at the festival.

رقص شویفلی یک فعالیت سرگرم کننده در جشنواره است.

he told a story about a shoofly that saved the day.

او داستانی در مورد یک شویفلی تعریف کرد که روز را نجات داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید