| جمع | shooflies |
shoofly pie
شوفلی پای
shoofly dance
رقص شوفلی
shoofly trap
تله شوفلی
shoofly song
آهنگ شوفلی
shoofly game
بازی شوفلی
shoofly bug
حشره شوفلی
shoofly board
صفحه بازی شوفلی
shoofly market
بازار شوفلی
shoofly festival
جشنواره شوفلی
shoofly music
موسیقی شوفلی
he used a shoofly to keep the flies away from the picnic.
او از یک شووفلی برای دور نگه داشتن مگسها از پیکنیک استفاده کرد.
the shoofly pie is a famous dessert from pennsylvania.
شویفلی پای یک دسر معروف از پنسیلوانیا است.
she painted a shoofly pattern on the wall.
او یک طرح شووفلی روی دیوار نقاشی کرد.
during the summer, i always carry a shoofly in my bag.
در طول تابستان، من همیشه یک شووفلی در کیفم حمل میکنم.
he enjoyed making shoofly pie for family gatherings.
او از درست کردن پای شویفلی برای دورهمیهای خانوادگی لذت برد.
the shoofly design is popular in folk art.
طرح شویفلی در هنر محلی محبوب است.
she learned how to bake a traditional shoofly pie.
او یاد گرفت که چگونه یک پای شویفلی سنتی بپزد.
we set up a shoofly trap to catch the insects.
ما یک تله شویفلی برای به دام انداختن حشرات درست کردیم.
the shoofly dance is a fun activity at the festival.
رقص شویفلی یک فعالیت سرگرم کننده در جشنواره است.
he told a story about a shoofly that saved the day.
او داستانی در مورد یک شویفلی تعریف کرد که روز را نجات داد.
shoofly pie
شوفلی پای
shoofly dance
رقص شوفلی
shoofly trap
تله شوفلی
shoofly song
آهنگ شوفلی
shoofly game
بازی شوفلی
shoofly bug
حشره شوفلی
shoofly board
صفحه بازی شوفلی
shoofly market
بازار شوفلی
shoofly festival
جشنواره شوفلی
shoofly music
موسیقی شوفلی
he used a shoofly to keep the flies away from the picnic.
او از یک شووفلی برای دور نگه داشتن مگسها از پیکنیک استفاده کرد.
the shoofly pie is a famous dessert from pennsylvania.
شویفلی پای یک دسر معروف از پنسیلوانیا است.
she painted a shoofly pattern on the wall.
او یک طرح شووفلی روی دیوار نقاشی کرد.
during the summer, i always carry a shoofly in my bag.
در طول تابستان، من همیشه یک شووفلی در کیفم حمل میکنم.
he enjoyed making shoofly pie for family gatherings.
او از درست کردن پای شویفلی برای دورهمیهای خانوادگی لذت برد.
the shoofly design is popular in folk art.
طرح شویفلی در هنر محلی محبوب است.
she learned how to bake a traditional shoofly pie.
او یاد گرفت که چگونه یک پای شویفلی سنتی بپزد.
we set up a shoofly trap to catch the insects.
ما یک تله شویفلی برای به دام انداختن حشرات درست کردیم.
the shoofly dance is a fun activity at the festival.
رقص شویفلی یک فعالیت سرگرم کننده در جشنواره است.
he told a story about a shoofly that saved the day.
او داستانی در مورد یک شویفلی تعریف کرد که روز را نجات داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید