shooing

[ایالات متحده]/ʃuːɪŋ/
[بریتانیا]/ʃuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دور کردن یا ترساندن کسی یا چیزی با صدای "شoo"

عبارات و ترکیب‌ها

shooing away

دور کردن

shooing off

دور کردن

shooing birds

دور کردن پرندگان

shooing cats

دور کردن گربه‌ها

shooing dogs

دور کردن سگ‌ها

shooing pests

دور کردن آفات

shooing kids

دور کردن کودکان

shooing flies

دور کردن مگس‌ها

shooing away flies

دور کردن مگس‌ها

shooing animals

دور کردن حیوانات

جملات نمونه

she was shooing the cat away from the dinner table.

او گربه را از کنار میز شام دور می‌کرد.

the farmer was shooing the birds from the crops.

کشاورز پرندگان را از محصولات دور می‌کرد.

he kept shooing the flies away from his food.

او مگس‌ها را از غذایش دور می‌کرد.

the teacher was shooing the students out of the classroom.

معلم دانش‌آموزان را از کلاس بیرون می‌کرد.

she gently shooed the dog off the couch.

او به آرامی سگ را از روی مبل دور می‌کرد.

the mother was shooing her children outside to play.

مادر بچه‌هایش را بیرون برای بازی دور می‌کرد.

he was shooing away the mosquitoes buzzing around him.

او پشه‌ها را که دورش می‌چرخیدند، دور می‌کرد.

the gardener was shooing the rabbits away from the flowers.

باغبانی خرگوش‌ها را از گل‌ها دور می‌کرد.

she was shooing the kids away from the busy street.

او بچه‌ها را از خیابان شلوغ دور می‌کرد.

he was shooing the stray cats out of his yard.

او گربه‌های ولگرد را از حیاطش دور می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید