she cried
او گریه کرد
he cried
او گریه کرد
they cried
آنها گریه کردند
cried loudly
با صدای بلند گریه کرد
cried out
فریاد زد
cried for
به خاطر گریه کردن
cried tears
اشک ریخت
cried softly
به آرامی گریه کرد
cried in vain
بی حاصل گریه کرد
cried with joy
از خوشحالی گریه کرد
she cried tears of joy at the wedding.
او در جشن ازدواج از خوشحالی اشک ریخت.
the child cried for his lost toy.
بچه به خاطر اسباببازی گمشدهاش گریه کرد.
he cried out for help during the emergency.
او در حین بحران به کمک فریاد زد.
she cried with laughter at the funny joke.
او از خنده با شوخی خندهدار اشک ریخت.
the dog cried when it was left alone.
وقتی تنها گذاشته شد، سگ گریه کرد.
he cried out in pain after the fall.
او بعد از سقوط از درد فریاد زد.
they cried for justice after the unfair decision.
آنها پس از تصمیم ناعادلانه به خاطر عدالت فریاد زدند.
she cried softly as she read the sad story.
او در حالی که داستان غم انگیزی می خواند، با ملایمت گریه کرد.
he cried with relief when he heard the good news.
او وقتی خبرهای خوب را شنید، با آرامش گریه کرد.
the audience cried out in excitement during the performance.
تماشاگران در حین اجرا از هیجان فریاد زدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید