cried

[ایالات متحده]/kraɪd/
[بریتانیا]/kraɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل cry; گریه کردن یا فریاد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

she cried

او گریه کرد

he cried

او گریه کرد

they cried

آنها گریه کردند

cried loudly

با صدای بلند گریه کرد

cried out

فریاد زد

cried for

به خاطر گریه کردن

cried tears

اشک ریخت

cried softly

به آرامی گریه کرد

cried in vain

بی حاصل گریه کرد

cried with joy

از خوشحالی گریه کرد

جملات نمونه

she cried tears of joy at the wedding.

او در جشن ازدواج از خوشحالی اشک ریخت.

the child cried for his lost toy.

بچه به خاطر اسباب‌بازی گمشده‌اش گریه کرد.

he cried out for help during the emergency.

او در حین بحران به کمک فریاد زد.

she cried with laughter at the funny joke.

او از خنده با شوخی خنده‌دار اشک ریخت.

the dog cried when it was left alone.

وقتی تنها گذاشته شد، سگ گریه کرد.

he cried out in pain after the fall.

او بعد از سقوط از درد فریاد زد.

they cried for justice after the unfair decision.

آنها پس از تصمیم ناعادلانه به خاطر عدالت فریاد زدند.

she cried softly as she read the sad story.

او در حالی که داستان غم انگیزی می خواند، با ملایمت گریه کرد.

he cried with relief when he heard the good news.

او وقتی خبرهای خوب را شنید، با آرامش گریه کرد.

the audience cried out in excitement during the performance.

تماشاگران در حین اجرا از هیجان فریاد زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید