showhorses

[ایالات متحده]/ˈʃəʊˌhɔːsɪz/
[بریتانیا]/ˈʃoʊˌhɔːrsɪz/

ترجمه

n. جمع showhorse؛ اسب‌هایی که برای نمایش پرورش یا تربیت شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

these showhorses

این گوشت‌های نمایشی

our showhorses

گوشت‌های نمایشی ما

showhorses only

فقط گوشت‌های نمایشی

beautiful showhorses

گوشت‌های نمایشی زیبایی

showhorses for sale

گوشت‌های نمایشی به فروش

young showhorses

گوشت‌های نمایشی جوان

the showhorses

گوشت‌های نمایشی

trained showhorses

گوشت‌های نمایشی آموزش دیده

showhorses are

گوشت‌های نمایشی هستند

showhorses in

گوشت‌های نمایشی در

جملات نمونه

the show horses pranced elegantly around the arena.

اسب‌های نمایشی به زیبایی در اطراف میدان حرکت می‌کردند.

show horses require extensive training and grooming.

اسب‌های نمایشی نیاز به آموزش و مراقبت گسترده دارند.

the judge examined the show horses carefully.

داور با دقت اسب‌های نمایشی را بررسی کرد.

our farm specializes in breeding champion show horses.

مزرعه ما در پرورش اسب‌های نمایشی قهرمان تخصص دارد.

show horses must have impeccable conformation.

اسب‌های نمایشی باید دارای ساختار کامل باشند.

the audience admired the beautiful show horses.

بیننده‌ها اسب‌های نمایشی زیبایی را تحسین کردند.

show horses compete in various categories.

اسب‌های نمایشی در دسته‌بندی‌های مختلف رقابت می‌کنند.

the trainer prepared the show horses for the exhibition.

тренер اسب‌های نمایشی را برای نمایشگاه آماده کرد.

these show horses have won multiple awards.

این اسب‌های نمایشی چندین جایزه کسب کرده‌اند.

show horses need regular exercise and proper nutrition.

اسب‌های نمایشی نیاز به تمرین منظم و تغذیه مناسب دارند.

the stable houses twenty show horses.

سایه‌گاه دواده اسب نمایشی دارد.

show horses display remarkable discipline.

اسب‌های نمایشی انضباط برجسته‌ای نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید